حکیمیان: نویسنده «دختری به نام حبّه» از قدرت نوجوانان در مواجهه با بحرانها
زهرا حکیمیان، نویسنده کتاب «دختری به نام حبّه»، این اثر را ستایشی از نوجوانانی میداند که در سختیها رؤیاهایشان را نفروشند و با نیروی درونی خود خانواده را نجات میدهند.
ستایش قدرت درونی نوجوانان در رمان «دختری به نام حبّه»
زهرا حکیمیان، نویسنده رمان «دختری به نام حبّه»، در مصاحبهای به تشریح دلایل نگارش این اثر در ژانر فانتزی و محوریت یافتن شخصیت نوجوان در داستان پرداخت. حکیمیان بیان کرد که ایده اصلی این رمان از این پرسش شکل گرفته است که در زمان فروپاشی دنیای بزرگترها بهواسطه مشکلات مالی، سهم دنیای رنگارنگ نوجوانان چه میشود. او قصد داشته داستانی خلق کند که در آن شخصیت نوجوان تسلیم واقعیتهای تلخ نشود و نشان دهد که یک نوجوان چگونه میتواند با تکیه بر نیروی درونی و امید، خود و خانوادهاش را در مواجهه با بحرانهای بزرگ زندگی نجات دهد. او تأکید میکند: «میخواستم به نوجوانها بگویم حتی وقتی پدر پشت میلههاست و مشکلات به خانه هجوم آوردهاند، تخیل و امید میتوانند سلاح ما باشند.»
حکیمیان، نوجوانی را دوره گذار مهمی میداند؛ سنی که فرد هنوز کاملاً رؤیاپرداز نیست اما رؤیاهایش را نیز فراموش نکرده است و باید مسئولیت بپذیرد. او معتقد است نوجوانان به دنبال قهرمانانی شبیه به خود هستند و کتاب او میخواهد به آنها بیاموزد که قدرت تغییر شرایط در درون خودشان نهفته است. محورهای اصلی داستان شامل امید، خودباوری، خانواده، فداکاری، و ستایش تخیل است.
انتخاب ژانر فانتزی برای تلطیف واقعیت
انتخاب ژانر فانتزی برای این رمان با هدف ورود عناصر خیالی مانند کوتولهها و دیو به زندگی روزمره و ملموس بوده است. حکیمیان توضیح میدهد که این ژانر به او این اجازه را داده است تا تلخی مشکلات را با چاشنی جادو و فانتزی تلطیف کند و به مخاطب نشان دهد که «معجزه میتواند در چندقدمی ما باشد.» او نوجوانی را مرحلهای میداند که فرد باید بین دنیای رؤیا و واقعیت تعادل برقرار کند.
ریشههای علاقهمندی به داستاننویسی
نویسنده، علاقه خود به داستاننویسی را ریشهدار در کودکی دانست؛ دورانی که با تغییر پایان کتابهای خوانده شده و قرار دادن خود بهجای شخصیتها مشغول بود. او در نهایت دریافت که لذت خلق یک دنیا بسیار بیشتر از تماشای آن است و داستاننویسی را به معنای «شریکشدن رؤیاهایم با دیگران» تعریف کرد. این اثر اولین کتاب اوست و با راهنمایی استاد حمیدرضا شاهآبادی به نشر رسیده است.
«من میخواستم داستانی بنویسم که در آن، شخصیت نوجوانم تسلیم این واقعیت تلخ نشود. نشان دهم که یک نوجوان در مواجهه با بحرانهای بزرگ زندگی چطور میتواند با نیروی درونیاش، خود و خانوادهاش را نجات دهد.»
«دختری به نام حبّه» ستایشی است از همه نوجوانهایی که در سختیها، زود بزرگ میشوند اما رؤیاهایشان را نمیفروشند.
این کتاب توسط نشر مهرک در ۲۰۰ صفحه منتشر شده و حکیمیان امیدوار است نوجوانان از داستان آن استقبال کنند. تأکید اصلی بر این است که حتی در سختترین شرایط، نیروی تخیل و ایمان به خود میتواند مسیر گشایش باشد و نوجوانان قهرمانان واقعی زندگی خود هستند.


