روایت همسر دادستان اسفراین از شهیدی که ققنوس وار خود را به دل آتش زد
در این روایت، همسر دادستان اسفراین، زندهدل علی اکبر حسین زاده، از شجاعت و فداکاری همسرش به عنوان شهید امنیت و عدالت سخن میگوید؛ او را به ققنوسی که در آتش شعلهور شد تشبیه میکند.

روایت همسر دادستان اسفراین
خاطرات زندگی مشترک و فداکاری
علی اکبر حسین زاده، دادستان جوان و پرتلاش اسفراین، چهار هفته پیش در آتش کینهی عملههای اسرائیل و داعش خود را به آتش زد و همانگونه که همسرش زهرا توصیف میکند، مانند یک ققنوس وار به آسمان پر کشید. در این روایت، زهرا با نگاهی عمیق به دوران مشترکشان، از لحظات روزمرهٔ کاری، عشق به مردم، و فداکاریهای بیپایانش میگوید؛ از صبحهای پر استکان چای تا شبهای طولانی در دادگاه که زحماتش را با صبر و دعای مستمر همراه میکرد. او همچنین به نقش والدین، همکاران و مردم اشاره میکند که چگونه حضور او در جامعه امنیت و عدالت را تقویت میکرد.
- فداکاری شغلی: در دادگستری اسفراین پروندههای پیچیده را با شجاعت بررسی میکرد.
- حمایت خانوادگی: همسر و فرزندان او همواره منبع انگیزه و آرامش او بودند.
- تعهد به مردم: با تماسهای شبانه و پیگیریهای مداوم، به مردم کمک میداد.
- مسیر تحصیلی: از آزمون سردفتری اسناد رسمی تا مقاطع بالاتر حقوق جزا، همیشه پیشرفت میکرد.
- میراث روحانی: زهرا او را «قهقنوس وار» مینامد که در آتش تاب میآورد و نور امید میبخشد.
“هرچه از علی‑آقا بگویم کم گفتهام؛ او نه تنها یک کشاورز بلکه یک قهرمان عدالت بود.” “در لحظات سخت، او گفت: مردم گناه دارند، نباید ساعتها برای یک کار کوچک معطل شوند؛ این باور او بود که عدالت را زنده نگه میدارد.” در پایان، زهرا بیان میکند که با وجود غم از دست رفتن همسر، علی‑جان همچنان در قلب خانواده و مردم اسفراین زنده است و شهید شدن او نمادی از ایستادگی در برابر ظلم و ستم است.



