در حد پادو
نشاندن ربع پهلوی در جایگاه تماشاگران کنفرانس مونیخ چگونه خاطره ماجرای کنفرانس تهران ۱۳۲۲ را زنده کرد.
تحلیل کنفرانس امنیتی مونیخ و سرنوشت خاندان پهلوی
در کنفرانس امنیتی مونیخ، رضا پهلوی به عنوان نمایندهی ماندگار خاندان پهلوی حضور یافت. حضور او در صحنهای که یک سناتور آمریکایی به نام لینسدی گراهام سؤال کرد آیا میتواند از حمایت رسمی واشنگتن برخوردار شود، با پاسخ کوتاه «نه» به پایان رسید. این واکنش نه تنها نشانگر بیاعتبار سیاسی او در جامعه بینالمللی بود، بلکه بازتابی از الگوی تاریخی تحقیر و استفاده سطحی از خاندان پهلوی توسط قدرتهای بزرگ است. همانند کنفرانس تهران ۱۳۲۲ که حضور استالین، روزولت و چرچیل بدون اطلاع شاه محمدرضا پهلوی برگزار شد، مونیخ نیز به عنوان صحنهای برای نشان دادن بهظاهر مشروعیت خارجی به کار رفته است؛ در حالی که واقعیت، تضعیف داخلی و وابستگی به تأییدات خارجی است.
زمینه تاریخی کنفرانس تهران ۱۳۲۲
- حضور سه رهبر بزرگ جهان بدون اطلاع شاه.
- حاکمیت ملی ایران بهصورت کامل نادیده گرفته شد.
- خانواده پهلوی به عنوان ابزار خارجی مورد استفاده قرار گرفت.
واکنش گراهام و پیام به ربع پهلوی
- گراهام با یک کلمه «نه» نشان داد که حمایت خارجی برای خاندان پهلوی بهسودی نیست.
- او بهعنوان چهرهی راست افراطی کنگره، به وضوح اعلام کرد که مشروعیت داخلی نمیتواند از طریق تصویری در کانالهای غربی ساخته شود.
برداشتی از جمعیت پشتیبان در مونیخ
- ادعای حضور ۵۰۰ هزار نفر که توسط پلیس آلمان رد شد، نشان میدهد دروغهای آماری برای تقویت تصویر خارجی به کار میرود.
- واقعیت: حدود یک درصد از ایرانیان ساکن اروپا در این تجمع حضور داشتند.
ادامهٔ الگوی تاریخی
- از زمان رضاشاه تا رضا پهلوی، استفاده مکرر قدرتهای جهانی از خاندان پهلوی برای اهداف خود ادامه دارد.
- قرارداد نفتی دارسی، فشارهای بریتانیا، و در نهایت فشارهای رسانهای امروز، همگی نمادهای یک زنجیره است.
“نه” – پاسخ گراهام به سؤال امانپور
“پروژهای که بر شانههای حمایت خارجی بنا شود، در اولین بزنگاه جدی فرومیریزد.”
در نهایت، حضور رضا پهلوی در مونیخ نشانگر یک توهم ادامهدار دربارهٔ مشروعیت است که بر پایهٔ تأییدات خارجی ساخته شده؛ در حالی که تاریخ نشان میدهد هر پروژهای که بهیکسان بر توان داخلی تکیه نکند، نهایتاً سقوط میکند. این رخداد نه تنها یادآور سالهای گذشته است، بلکه نشان میدهد تقسیمبندی قدرت بین کشورها و خاندانها هنوز هم در بازی سیاست بینالملل پابرجاست.



