واقعیت در حال برخورد با مهمانی انرژیهای سبز آرمانشهری نیویورک
نیویورک که بازیگری مهم در سیاستهای اقلیمی بود، مدعی بود که گذار به انرژی سبز ارزان و ساده خواهد بود، اما اکنون واقعیتهای اقتصادی این رویکرد نمایان شده است.
برخورد واقعیت با آرمانشهر انرژی سبز نیویورک
ایالت نیویورک، به عنوان یکی از بازیگران اصلی در عرصه سیاستهای اقلیمی جهانی، سالها مدعی بود که گذار به انرژی سبز ارزان و بدون دردسر خواهد بود. با این حال، واقعیت اکنون در حال برخورد با این مهمانی آرمانشهری است و مشخص شده است که این ادعاها از واقعیت اقتصادی دور بودهاند. در پی ضربالاجل دادگاه، نیویورک عملاً پذیرفته است که اهداف سبز آن هزینههایی را بر دوش مصرفکنندگان میگذارد که «قابل تحمل نیستند». این اعتراف شکاف عمیق میان جاهطلبیهای بلندپروازانه و واقعیتهای خشن کاهش سریع کربن را آشکار میسازد.
قانون اقلیمی سال ۲۰۱۹ ایالت، وعدههای بزرگی مبنی بر ۷۰ درصد برق تجدیدپذیر و کاهش ۴۰ درصدی آلایندگی تا سال ۲۰۳۰ و سیستم اقتصادی بدون انتشار خالص تا سال ۲۰۵۰ مطرح کرد. قانونگذاران بر این تصور غلط تکیه کردند که باد و خورشید «ارزانترین» منابع انرژی هستند، در حالی که هشدارهای تحلیلگران مبنی بر نیاز به سیستم پشتیبان کامل برای اطمینان از پایداری، نادیده گرفته شد. شش سال از ۱۱ سال تعیینشده برای دستیابی به هدف ۲۰۳۰ گذشته، و نیویورک اکنون برق کمتری از منابع بدون کربن نسبت به سال ۲۰۱۹ تولید میکند.
هزینههای سرسامآور و بنبست نظارتی
دفاعیه نیویورک در دادگاه، شامل نامهای شرمآور در اوت ۲۰۲۵، بیانگر این بود که کل طرح «غیرقابل اجرا» و «برای مصرفکنندگان غیرقابل تحمل» است. حتی با تهاجمیترین سناریوها و استفاده از فناوریهای اثباتنشده، هدف ۲۰۳۰ محقق نخواهد شد و هزینههای سیستم انرژی تا ۴۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۴۰ افزایش مییابد. این امر مانند یک مالیات بازتوزیعی بر دوش هر نیویورکی سنگینی میکند و بیشترین فشار را بر اقشار ضعیف وارد میآورد.
برنامههای بلندپروازانه با شکست روبرو هستند، زیرا منابع انرژی سبز نیازمند ساختوساز بیش از حد، باتریهایی با مقیاسپذیری نامناسب و سیستمهای پشتیبان هستند که برچسب «سبز» بودن را مخدوش میکنند. این وضعیت مشابه تجربه آلمان با طرح Energiewende است که قیمت برق را دو برابر کرد، و همچنین قطعی برق اسپانیا که ضعف انرژی خورشیدی را نشان میدهد.
«بر اساس بهترین تحلیلهای اقتصادی در سطح جهانی، رسیدن به خالص صفر، هزینهای بسیار بیشتر از مزایای اقلیمی آن دارد. درد و رنج اکنون احساس میشود، در حالی که مزایا پراکنده و در آیندهای دور است.»
پیامدهای جهانی و مسیری جایگزین
کاهش آلایندگی توسط نیویورک که کمتر از ۰.۴ درصد از گازهای گلخانهای جهان را منتشر میکند، تأثیر قابل اندازهگیری بر دمای سیاره نخواهد داشت. بخش عمده انتشار آلایندهها در قرن جاری از کشورهایی مانند چین، هند، و آفریقا ناشی خواهد شد؛ جایی که کاهش فقر اولویت بلندتری است. راهحل حقیقی برای تغییرات اقلیمی تنها در صورت ارزانتر و کارآمدتر شدن انرژی سبز از طریق نوآوری محقق میشود. نیویورک میتوانست بخشی از ۴۲ میلیارد دلار بودجه را صرف تحقیق و توسعه فناوریهایی مانند هستهای پیشرفته، جذب کربن، یا باتریهای ارزانتر کند.
دادگاه اعتراضات ایالت را رد کرد و اصرار ورزید که نیویورک باید قوانین را تصویب کند و سیاستمداران پیامدهای آن را بپذیرند. نیویورک اکنون با یک انتخاب غیرممکن روبروست: تصویب مقررات زیانبار که منجر به مهاجرت اقتصادی و خطر قطعی برق میشود، یا التماس برای تأخیر در برابر فعالان محیط زیست.
«باید این مأموریتها کنار گذاشته شوند و منابع به شهروندان و تحقیق و توسعه سبز با تأثیر بالا هدایت شوند. سیاست اقلیمی باید یک آزمون ساده را پشت سر بگذارد: آیا خیر بیشتری نسبت به آسیب میرساند؟ قانون نیویورک به طرز فاجعهباری در این آزمون مردود میشود.»
این وضعیت برای سایر نقاط جهان که گرفتار تله انرژی سبز شدهاند، باید یک زنگ بیداری باشد.


