نقد فیلم “بلندیهای بادگیر”: مارگو رابی و جیکوب الوردی “بسیار داغ” هستند
اقتباس جدید امرالد فنل از رمان “بلندیهای بادگیر” اثری سکسی، خندهدار و بازنگری تاریک از اثر کلاسیک است که بر جنبههای عاشقانه و گوتیک تأکید دارد.
نقد و بررسی اقتباس جدید “بلندیهای بادگیر”
فیلم جدید امرالد فنل، کارگردان آثاری چون “سالتبرن” و “زن جوان آماده”، اقتباسی جسورانه و رادیکال از رمان جاودانه امیلی برونته، “بلندیهای بادگیر” است. این فیلم با رتبه R، حاوی صحنههای جنسی متعددی است که کاملاً با منبع اصلی کلاسیک ویکتوریایی تفاوت دارد. فنل با رها کردن وفاداری سنتی به کتاب، تغییرات عمدهای در خطوط داستانی، شخصیتها و حتی موسیقی متن (شامل ترانهای از Charli XCX) ایجاد کرده است. این رویکرد، داستان پیچیده و از لحاظ روانشناختی سنگین را به یک عشقانه گوتیک مدرن و پر زرق و برق تبدیل میکند که تماشاگر را درگیر میکند.
مارگو رابی در نقش کتی و جیکوب الوردی در نقش هیثکلیف، زوجی آتشین خلق کردهاند که شیمی خیرهکنندهای دارند. الوردی در نقش هیثکلیف، یتیم خشن و سادیستیک، به شکلی تصویر میشود که حتی در کثیفی و سرکشیاش نیز جذابیت دارد. رابی نیز کتی را به عنوان شخصیتی سرسخت و تومبوی به نمایش میگذارد که شیفتگی عمیقی به هیثکلیف دارد، حتی زمانی که تصمیم میگیرد با یک مرد ثروتمند و مهربان به نام ادگار (شزاد لطیف) ازدواج کند. بازی هر دو بازیگر با یافتن جذابیتهای پیشبینینشده در رفتارهای ظالمانه شخصیتها، بر جذابیت فیلم افزوده است.
- فنل موفق شده است تا وسواس ترسناک و سادیسم هیثکلیف را حفظ کند، در حالی که داستان را برای مخاطب امروزی زیباتر کند.
- تقابل بین عمارت تاریک و وهمآلود بلندیهای بادگیر و خانه مجلل و رنگارنگ ادگار لینتون، نشاندهنده تضادهای زندگی کتی است.
- شخصیتپردازی جسورانه فنل، بیننده را وادار میکند تا با وجود عملکردهای هیولایی کتی و هیثکلیف، شدیداً طرفدار آنها باشد.
- بازیگران جوان نقشهای کودکی، از جمله اوون کوپر در نقش هیثکلیف جوان، اجرای قانعکنندهای از شور و اشتیاق شدید ارائه میدهند.
- کمدی فیلم عمدتاً از طریق شخصیت آلیسون الیور در نقش ایزابلا، دخترخوانده ادگار با علاقه عجیبش به هیثکلیف، تزریق میشود، که لحنی گمراهکننده ایجاد میکند.
“بلندیهای بادگیر” یک بازنگری سکسی، خندهدار، حیرتانگیز و تاریک است که وسواس ترسناک، سمیت عاطفی و سادیسم هیثکلیف را حفظ کرده و در عین حال داستان را به یک عشقانه پر زرق و برق و گوتیک تغییر داده است.
با این حال، آنچه فیلم را جذاب میکند، کشمکش قدرتمندی است که به آن میپردازد: ما به شدت برای هیثکلیف و کتی هورا میکشیم، حتی اگر بدانیم که نباید.
با وجود اینکه سنتیگرایان ممکن است فنل را به خاطر تبدیل کردن اثر برونته به یک عاشقانه حماسی سرزنش کنند، این فیلم به دلیل تأکید بر کشمکش درونی تماشاگر در همذاتپنداری با شخصیتهای معیوب، بسیار گیراست. این اقتباس موفقیتآمیز نشان میدهد که چگونه میتوان یک اثر کلاسیک را با حفظ هسته عاطفی آن، به شکلی کاملاً جدید و سینمایی بازتفسیر کرد.

