شورش جناح چپ در انتخابات شهرداری لس آنجلس
تحلیل رقابت غیرمنتظره کارن باس در انتخابات شهرداری لس آنجلس؛ چالش از جناح چپ توسط نیتیا رامان به جای پیشبینی یک پیروزی آسان در برابر جمهوریخواهان.
چالش سیاسی کارن باس از جناح چپ
انتخابات شهرداری لس آنجلس دیگر آن رقابت سادهای که کارن باس انتظار داشت نیست. با کنارهگیری رقبای قدرتمندی مانند ریک کاروسو و لیندسی هوروث، باس تصور میکرد که رقابت اصلی با یک نامزد جمهوریخواه خواهد بود که میتواند انتخابات را به یک همه پرسی درباره دونالد ترامپ تبدیل کند. اما سناریوی کابوسوار برای شهردار دموکرات، ظهور یک رقیب جدی از جناح چپ او، یعنی عضو شورای شهر نیتیا رامان بود. این وضعیت رقابت را به یک “مسابقه خلوص مترقی” تبدیل کرده است، جایی که چالش اصلی از سمت چپ منتقد عملکرد دولت است.
فشار از جناح چپ نه به دلیل تعدیل مواضع باس، بلکه به دلیل عملکرد ضعیف سیستمی است که او اداره میکند. معترضان معتقدند باس چهره بوروکراسی ناکارآمد لس آنجلس شده است. مشکلات روزمره مانند چالههای خیابان، پیادهروهای ترکخورده، روشنایی نامناسب خیابانها، و انباشت زباله به شدت مشهود است. بحران بیخانمانی همچنان شهر را تعریف میکند و زمان پاسخگویی اضطراری نگرانکننده شده است. بسیاری از ساکنان احساس خستگی میکنند و اعتماد عمومی به توانایی شهردار برای اصلاح امور کم است.
سابقه شورش مترقی
نیتیا رامان پیش از این مدل موفقیت یک شورشگر چپ را در سال ۲۰۲۰ با شکست دادن دیوید ریو، عضو دموکرات شورا، ثابت کرده است. او با حمایت «سوسیالیستهای دموکرات آمریکا» و فعالان مترقی توانست با این استدلال که شهرداری به اندازه کافی سریع عمل نمیکند، پیروز شود. این ماشین فعالسازی چپگرا اکنون باس را از موضع قدرت در داخل حزبش به چالش میکشد.
- ساکنان شهر احساس میکنند که لس آنجلس در حال سقوط است و مشکلات زیرساختی حل نشده باقی ماندهاند.
- باس به عنوان بخشی از سیستم اداری مستقر دیده میشود و قادر به ارائه نتایج مترقی مورد انتظار نیست.
- نگرانیهایی در مورد شفافیت، مانند دستور باس برای تغییر بررسی واکنش به آتشسوزیهای جنگلی، اعتماد ساکنین را کاهش داده است.
- رامان ممکن است سیاستهایی با مالیات بالاتر، مقررات بیشتر و کاهش شدید در نیروی انتظامی را دنبال کند که به گفته منتقدان، شهر را بدتر خواهد کرد.
“این در مورد ایدئولوژی نیست. این در مورد صلاحیت است.” این جمله نشان میدهد که محور اصلی مبارزات، شکست در مدیریت روزمره شهر است.
فعالان چپ معتقدند که «تالار شهر به اندازه کافی سریع حرکت نمیکند» و این نارضایتی میتواند ائتلافی قدرتمند ایجاد کند.
در نتیجه، کارن باس در موقعیت دشواری قرار گرفته است؛ تلاش برای اثبات دوباره وفاداری خود به جناح چپ ممکن است در ترمیم خیابانها یا ایجاد احساس امنیت برای رأیدهندگان عادی مؤثر نباشد. ضعف او ناشی از ناکارآمدی در مدیریت شهری است، عاملی که میتواند رأیدهندگان خسته از افول شهر را به سمت تغییر، چه از طریق رامان ایدئولوژیک و چه از طریق رقبای دیگر مانند اسپنسر پرت، سوق دهد؛ ائتلافی که شهردار هرگز انتظارش را نداشت.

