لغو مقررات زیستمحیطی ترامپ و زلدین: نفس راحتی پس از رویکردهای افراطی
این مقاله از لغو مقررات محیطزیستی سختگیرانه توسط ترامپ و مدیر جدید EPA، لی زلدین، استقبال میکند و آن را بازگشتی به واقعگرایی در سیاستگذاری انرژی میداند.
بررسی بازنگری در سیاستهای محیطزیستی
این متن دیدگاهی انتقادی نسبت به سیاستهای محیطزیستی دو دهه اخیر دارد و لغو مقررات گروه اوباما توسط مدیر جدید آژانس حفاظت از محیط زیست (EPA)، لی زلدین، تحت حمایت دونالد ترامپ را اقدامی منطقی میخواند. نویسنده معتقد است که «چپ جهانیگرا» تحت تأثیر «تعصبات محیطزیستی» قرار گرفته و منجر به سیاستهای پرهزینه و ناکارآمدی مانند اجبارهای خودروهای الکتریکی (EV)، توقف انرژی هستهای در آلمان، و محدودیتهای آب در دوشها شده است. نویسنده این اقدامات را به عنوان باری بر دوش طبقه متوسط و کارآفرینان توصیف میکند، بهویژه در مناطقی مانند نیویورک که قوانینی مانند قانون محلی ۹۷ (Local Law 97) بارهای کربنی سنگینی را تحمیل کردهاند.
تأثیرات اقتصادی و نیاز به انرژی
از دیدگاه نویسنده، مقررات سختگیرانه زیستمحیطی باعث افزایش قیمت انرژی و بازنشستگی زودهنگام نیروگاههای پایدار شده است، در حالی که نیاز به انرژی به دلیل گسترش هوش مصنوعی و مراکز داده به شدت افزایش یافته است. لغو این مقررات به منظور ایجاد تعادلی بین محیطزیستگرایی و عملگرایی است تا تولیدکنندگان بتوانند با تقاضای رو به رشد انرژی سازگار شوند. نویسنده به شکست مالی فورد در بخش خودروهای الکتریکی به دلیل عدم استقبال مصرفکنندگان اشاره میکند و این تغییر سیاست را مایهای برای حمایت از مصرفکننده آمریکایی میداند؛ تغییری که به گفته وی، در نیویورک به دلیل افراطگراییهای محلی با تأخیر همراه است.
- لغو «یافتههای خطر» اوباما به عنوان مقابله با پیشبینیهای اغراقآمیز اقلیمی توصیف شده است.
- سیاستهای محیطزیستی افراطی، توجیهی برای افزایش هزینههای زندگی طبقه متوسط قرار گرفتهاند.
- نیاز به تولید برق پایدار برای حمایت از زیرساختهای حیاتی مانند مراکز داده اولویت داده شده است.
- نویسنده از سرمایهگذاری هنگفت در محصولاتی مانند خودروهای برقی که مصرفکنندگان خواهان آن نیستند، انتقاد میکند.
- احیای توازن بین محیطزیست و واقعگرایی اقتصادی هدف اصلی این اقدامات است.
“ما به بازنشانی توازن بین محیطزیستگرایی و عملگرایی نیاز داریم، به گونهای که واقعیت نقش بزرگتری ایفا کند.”
برخی اقدامات محیطزیستی، مانند پروژه خورشیدی فورت ادوارد در نیویورک که ۱۸۰۰ جریب زمین طبیعی محافظتشده را تخریب میکند، نمونهای از «احمقانه بودن در سطح فرقه» توصیف شدهاند.
در نهایت، مقاله تلاش میکند نشان دهد که لغو قوانین متمرکز بر کاهش انتشار گازهای گلخانهای، نه تنها زیان اقتصادی را جبران میکند، بلکه با تمرکز بر مسائل واقعی و فوری مانند تأمین انرژی لازم برای فناوریهای نوظهور، مسیر منطقیتری را برای کشور فراهم میآورد، علیرغم مخالفتهای شدید "پلیس آب و هوا" در سطح ایالتی.




