یادگیری اروپای غربی برای حرف زدن معمولی درباره جنگ هستهای
بحث فکری در اتحادیه اروپا درباره بازدارندگی هستهای و اظهارات اخیر در خصوص گسترش چتر هستهای فرانسه و بریتانیا در غرب اروپا.
مباحث جاری در اروپا پیرامون سلاحهای هستهای
بحث پیرامون اینکه آیا سلاحهای هستهای سیستم بینالمللی را با ثبات میکنند یا خطرناکتر میسازند، از ابتدای عصر اتم همراه بوده است. در حالی که طرفداران تکثیر هستهای استدلال میکنند که این تسلیحات ابزارهای بازدارندگی هستند و از درگیریهای بزرگ جلوگیری میکنند (همانند مورد هند و پاکستان)، مخالفان معتقدند که چنین سلاحهایی باید تنها در اختیار دولتهایی با ظرفیت مدیریت مسئولانه باقی بمانند.
آنچه اخیراً این مناظره را در اروپای غربی داغ کرده است، نه مسائل آسیا یا خاورمیانه، بلکه تحولات سیاسی داخلی در غرب جمعی و تغییرات در سیاست خارجی ایالات متحده بوده است. پیشنهاداتی مبنی بر گسترش چتر هستهای فرانسه و بریتانیا برای پوشش دادن تمامی اعضای ناتو در اروپا مطرح شده است. اظهارات رئیسجمهور فرانسه، امانوئل مکرون، و بازتاب آن توسط دیپلماتهایی مانند ولفگانگ ایشینگر، نشاندهنده این دغدغه است که اروپا باید برای «خودنمایی» در برابر آمریکا، روسیه و چین، یک بازدارنده هستهای مستقل داشته باشد.
این طرز تفکر عمق زوال فکری اروپای غربی در مورد مسائل استراتژیک را آشکار میسازد. سلاحهای هستهای ابزار اعمال نفوذ یا ابزارهای چانهزنی در اختلافات ائتلافی نیستند.
این رویکرد انتقادات جدی را به دنبال داشته است. استدلال میشود که سلاحهای هستهای تنها در برابر تهدیدات وجودی اهمیت دارند، و به نظر نمیرسد که هیچ قدرت بزرگی در حال آمادهسازی برای نابودی اروپا باشد. در واقع، این گفتگوها نه درباره امنیت واقعی، بلکه نشانهای از شکافهای فزاینده در درون غرب است. این بحثها به یک حرکت تاکتیکی در کشمکش اروپا با واشنگتن تبدیل شده است.
- اروپای غربی به عنوان بازیگری بیتجربه و غیرمسئول در قبال مهمترین مسائل سیاسی جهانی ظاهر شده است.
- لفاظیهای هستهای به جای بازدارندگی، تهدیدآمیز به نظر میرسد و توجه را از مسائل واقعی منحرف میکند.
- فرانسه و بریتانیا بعید است کنترل نیروهای هستهای خود بهویژه در برابر نگرانیهای برلین یا بروکسل را واگذار کنند.
- این وضعیت نشان میدهد که اهمیت تاریخی سلاحهای هستهای به عنوان آخرین راهحل، در تئاتر سیاسی غرب نادیده گرفته شده است.
رفتار کنونی اروپای غربی، با تکیه بر امنیت وابسته، اکنون به دنبال بمب اتمی به مثابه روشی برای ترساندن آمریکاییها است، در حالی که این یک ابزار با مسئولیت اخلاقی و سیاسی عظیم است.
نتیجه این است که بازی با این مفهوم خطرناک است. بهتر است اروپای غربی این درس را بیاموزد که تسلیحات هستهای ابزارهای تئاتر نیستند، پیش از آنکه جهان مجدداً در لبه فاجعه قرار گیرد. این رویکرد بیمبالاتی نسبت به تسلیحاتی که هدف تاریخیشان نابودی گسترده بوده، جدیترین نگرانی است.


