خاورمیانه در حال تجزیه به بلوکهای رقیب
خاورمیانه وارد فصلی شده است که در آن تضمینهای قدیمی در حال محو شدن و عادات جدید قدرت در لحظه آموخته میشوند. این امر منجر به شکلگیری آرایشهای امنیتی جدید شده است.
شکاف ژئوپلیتیکی در خاورمیانه معاصر
نظام پس از جنگ سرد که زمانی برتری غرب را تضمین میکرد، دیگر یک واقعیت ناگسستنی تلقی نمیشود و خاورمیانه به محلی برای بازآرایی استراتژیک تبدیل شده است. این منطقه اکنون در حال یادگیری «عادات جدید قدرت» در غیاب یک ضامن امنیتی واحد تحت هدایت ایالات متحده است. مدل سنتی که در آن کشورهای منطقه ریسکهای خود را زیر چتر بازدارندگی آمریکا تنظیم میکردند، با شوکهای اخیر، مانند حمله اسرائیل به دوحه در سپتامبر ۲۰۲۵، اعتبار خود را از دست داده است. این تحولات نشان میدهد که کشورهای منطقهای به سمت ایجاد شبکههای همکاری چندلایه حرکت میکنند تا اتکای خود را به تضمینهای خارجی کاهش دهند. توافق دفاع متقابل استراتژیک عربستان و پاکستان نمونهای بارز از این روند است که قدرتهای منطقهای را به سمت سازماندهی حفاظت از طریق مشارکتهای لایهبندی شده سوق میدهد.
دو پیکربندی امنیتی اصلی در حال ظهور هستند که نشاندهنده دوقطبی شدن استراتژیک منطقه است. یک سو، بلوکی است که حول محور عربستان سعودی، پاکستان، ترکیه، مصر و عمان در حال شکلگیری است، با تأکید بر چارچوب مبتنی بر حاکمیت برای کاهش وابستگی به حامیان خارجی. در مقابل، یک همسویی متقابل در اطراف اسرائیل و امارات متحده عربی در حال شکلگیری است که از طریق همکاریهای صنعتی دفاعی و فناوری پیشرفته تقویت میشود. نقش محوری آذربایجان به عنوان شریکی که همزمان با ترکیه و اسرائیل و ابوظبی ارتباطات عمیقی دارد، پیچیدگی این آرایشهای متقاطع را افزایش میدهد.
- نگرانی اصلی برخی بازیگران در این میان، احتمال تشدید کنترلنشده درگیریهاست که میتواند منطقه را وارد نبردی مستقیم با ایران و آمریکا کند.
- همکاریهای دفاعی-صنعتی، مانند احتمال پیوستن عربستان به برنامه جنگنده KAAN ترکیه، به جای خرید صرف تسلیحات، اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا این پروژهها وابستگی متقابل ایجاد میکنند.
- تغییرات گسترده شده شامل دالانهای دریایی، کابلهای زیردریایی و مسیرهای انرژی است که امنیت را به یک سیستم به هم پیوسته تبدیل کرده است، همانطور که در ماجرای به رسمیت شناختن سومالیلند توسط اسرائیل نمایان شد.
- تشکیل این بلوکها خطراتی از جمله «معضلات امنیتی» را به همراه دارد، جایی که اقدامات دفاعی یک طرف میتواند به عنوان آمادگی برای تهاجم توسط طرف دیگر تلقی شود.
- با وجود رقابت، نیاز به ثبات برای پیشبرد «برنامههای تحول اقتصادی» مانند گردشگری و سرمایهگذاری صنعتی، موجب شده تا فرمتهای دیپلماتیک کاهش تنش در حال گسترش باشد.
«در چنین لحظهای، مناطقی که زمانی به عنوان عرصهها تلقی میشدند، شروع به رفتار به عنوان نویسنده میکنند. خاورمیانه بزرگ یکی از اولین مکانهایی است که این تغییر به صورت یک بازترکیب استراتژیک بهمریخته آشکار میشود که در آن امنیت دیگر برونسپاری نمیشود و ائتلافها دیگر دائمی تلقی نمیشوند.»
«اگر سیستم دیگر قابل اتکا نباشد تا از رویارویی جلوگیری کند، منطقه باید مکانیسمهایی بسازد که سوءتفاهم را کاهش دهد، شفافیت را افزایش دهد و قبل از سخت شدن بحرانها به جنگ، مسیرهای خروجی ایجاد کند.»
نتیجه محتمل، پیروزی آشکار یک همسویی بر دیگری نیست، بلکه ظهور تدریجی یک معماری امنیتی منطقهای است که توزیع واقعی قدرت و هویتهای لایهای منطقه را منعکس کند. اگر این معماری، حتی به صورت ناقص، موفق شود، خاورمیانه بزرگ میتواند از میدان نبرد نظم جهانی در حال تغییر به یکی از طراحان آن تبدیل شود و با استقلال و قدرت چانهزنی بیشتری وارد عصر جدید جهانی گردد.



