عراقچی: حلوفصل غزه به طرح «اسرائیل بزرگ» منجر میشود
عراقچی هشدار داد: اگر غزه با ویرانی و جابهجایی اجباری حل شود، کرانه باختری هدف بعدی است که نشاندهنده پروژه «اسرائیل بزرگ» است.
موضع ایران در قبال مسئله فلسطین و غزه
عباس عراقچی، دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی ایران، به وضوح موضع ایران را در قبال تحولات جاری در منطقه، بهویژه وضعیت غزه، تشریح کرد. او تأکید کرد که هرگونه تلاش برای «حلوفصل» مسئله فلسطین از طریق ویرانی و جابهجایی اجباری مردم غزه، نه تنها اقدامی غیراخلاقی است، بلکه تبعات منطقهای گستردهتری در پی خواهد داشت. عراقچی هشدار داد که در صورت تحقق سناریوی یادشده، کرانه باختری هدف بعدی خواهد بود و این امر بخشی از یک استراتژی بزرگتر یعنی طرح «اسرائیل بزرگ» محسوب میشود.
این اظهارات نشاندهنده نگرانی عمیق ایران نسبت به هدف نهایی اقدامات نظامی و سیاسی در منطقه است. تمرکز بر ابعاد انسانی و جلوگیری از تغییر ژئوپلیتیک منطقه، محور اصلی دیدگاه ایران است. استفاده از واژه «حلوفصل» در میان گیومه نشاندهنده عدم پذیرش هرگونه راهحل تحمیلی است که حقوق بینالملل و خواستههای مردم فلسطین را نقض کند.
خطوط قرمز ایران در مذاکرات
عراقچی همچنین در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی به مسائل دیگری نیز اشاره کرد. وی با قاطعیت اعلام کرد که پرونده هستهای ایران تنها از طریق مذاکرات قابل حلوفصل است. این موضع بر تعهد ایران به دیپلماسی در چارچوبهای مورد توافق تأکید دارد، اما در عین حال یک خط قرمز اساسی را مشخص میسازد.
- مذاکرات هستهای: راه حل منحصر به فرد برای پرونده هستهای است.
- موشکها: برنامه موشکی ایران هیچگاه قابل مذاکره نیست و یک عنصر دفاعی غیرقابل بحث محسوب میشود.
- جابهجایی اجباری: هرگونه جابهجایی مردم غزه به منزله نقض خطوط قرمز بینالمللی است.
- اهداف منطقهای: طرحهای توسعهطلبانه مانند «اسرائیل بزرگ» محکوم به شکست هستند.
وی تصریح کرد: «اگر مسئله غزه از طریق ویرانی و جابهجایی اجباری «حلوفصل» شود، کرانه باختری هدف بعدی است و این همان پروژه «اسرائیل بزرگ» است.»
این موضعگیری نشان میدهد که ایران تحولات غزه را نه یک مسئله محدود منطقهای، بلکه آزمونی برای کل نظم منطقهای و اصول حاکم بر روابط بینالملل میداند. در حالی که مذاکرات هستهای مسیر دیپلماتیک خود را دارد، امنیت ملی از جمله بازدارندگی موشکی، غیرقابل مذاکره و مصون از تعرض تلقی میشود. این دوگانگی تاکتیکی بین آمادگی برای گفتگو در یک حوزه مبتنی بر توافقات بینالمللی و قاطعیت در حوزه امنیت ملی، چارچوب سیاست خارجی کنونی ایران را تشکیل میدهد.

