نقد فیلم «سقف»: ضعف فیلمنامه و پایانبندی نامشخص
بررسی فیلم «سقف» در جشنواره فیلم فجر؛ تلاش برای ترکیب درام خانوادگی و کمدی که به دلیل ضعف فیلمنامه و سرنوشت رها شده شخصیتها، به نتیجه نمیرسد. جنگ ۱۲ روزه تنها بهانهای برای روایت داستان است.
بررسی فیلم سینمایی «سقف» در جشنواره فجر
فیلم «سقف» به کارگردانی و نویسندگی، در چهل و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و تلاش کرده است تا ترکیبی از ژانر درام خانوادگی و کمدی را ارائه دهد. با این وجود، اصلیترین چالش این اثر، ضعف ساختاری فیلمنامه است که مانع از انسجام روایی و عمقبخشی به شخصیتها میشود. تمرکز بیش از حد بر خردهروایتهایی مانند توجه به سگ در بخشی از زمان فیلم، از دست رفتن فرصت برای پرداختن به درگیریهای اصلی خانوادگی را به همراه داشته است.
عملکرد بازیگران در این فیلم، به ویژه فریبا نادری و بیژن بنفشهخواه، قابل قبول توصیف شده است، اما توانایی آنها نیز در چارچوب فیلمنامه ضعیف، نتوانسته است اثرگذاری مطلوبی داشته باشد. مسئله اساسی در فیلم این است که سرنوشت شخصیتها به درستی پیگیری نمیشود و پایانبندی فیلم نهایی و قانعکننده نیست، که این امر باعث میشود تماشاگر با سوالات بیپاسخ رها شود. اشاره به موضوعاتی مانند جنگ ۱۲ روزه صرفاً به عنوان یک بهانه داستانی عمل کرده و عمق لازم را برای پرداختن به لایههای زیرین جامعه یا تاریخ ندارد.
چالشهای روایت و پایانبندی
فیلم در تلاش برای برقراری تعادل میان دو ژانر کمدی و درام ناموفق عمل میکند. جایی که انتظار میرود تنشهای خانوادگی به اوج برسد، فیلم به سمت مسائل حاشیهای سوق داده میشود. این عدم تمرکز، ضربه بزرگی به ساختار کلی اثر وارد کرده است.
- بخش قابل توجهی از زمان فیلم صرف جزئیات فرعی شد که تأثیری بر گرهگشایی فیلم نداشت.
- ضعف در توسعه شخصیتپردازی باعث شد دغدغههای محوری افراد در پسزمینه بمانند.
- تلاش برای استفاده از موقعیتهای کمدی همواره در خدمت داستان اصلی قرار نگرفت.
- نقش «جنگ ۱۲ روزه» به عنوان پسزمینه تاریخی، سطحی باقی ماند و عمق مناسبی پیدا نکرد.
«ضعف فیلمنامه اجازه نمیدهد؛ سرنوشت شخصیتها رها میشود و پایانبندی به نتیجه نمیرسد.» این جمله به خوبی نشاندهنده بحران اصلی فیلمنامه «سقف» است.
یکی از نکات قابل تأمل در فیلم، صرف زمان زیاد در دقایق ابتدایی برای پرداختن به سگ شخصیت اصلی است که این تمرکز، زمان حیاتی روایت را به هدر داده است.
در نهایت، فیلم سینمایی «سقف» با وجود داشتن پتانسیلهای بازیگری و ایده اولیه، به دلیل نارساییهای اساسی در فیلمنامهنویسی و ناتوانی در یکپارچهسازی عناصر داستانی، نتوانست به یک اثر منسجم و تأثیرگذار تبدیل شود و در ارائه پایانی رضایتبخش شکست خورد.
