تفسیر کارشناس درباره تهدید پیمان «استارت نو» برای حاکمیت جهانی
تحلیل «کیان فنگ» از این که عدم تمدید پیمان «استارت نو» بخشی ناشی از تلاشهای دولت ترامپ برای ایجاد چارچوب جدید کنترل تسلیحات بوده است.
تهدید فروپاشی سیستم کنترل تسلیحات هستهای
کارشناس مؤسسه استراتژی ملی دانشگاه تسینگهوا، «کیان فنگ»، هشدار میدهد که رها کردن تعهدات ذیل «پیمان کاهش و محدودیت بیشتر تسلیحات تهاجمی استراتژیک» (New START) میتواند منجر به یک واکنش زنجیرهای خطرناک در حاکمیت جهانی شود. وی معتقد است که فروپاشی این پیمان نه تنها حوزه هستهای را بیثبات میکند، بلکه ممکن است به حوزههای استراتژیک نوظهور مانند فضا و سایبر نیز سرایت کند و رقابت بدون کنترل میان قدرتهای بزرگ را تشدید نماید. «فنگ» تأکید میکند که این پیمان به مدتها به عنوان «نمادی از گفتگوی مداوم بین ایالات متحده و روسیه در مورد ثبات استراتژیک» عمل میکرد، اما اکنون این تعاملات تحت تأثیر «سیاسیکاری» و «تخریب» قرار گرفته است. اوضاع به جایی رسیده که برای اولین بار از سال ۱۹۷۲، دو قدرت هستهای بزرگ جهان بدون هیچگونه معاهده الزامآور قانونی در حوزه کنترل تسلیحات فعالیت میکنند. این وضعیت میتواند فرسایش «نظم بینالمللی مبتنی بر قانون» پس از جنگ جهانی دوم را تسریع کند.
پیامدهای جدی انحلال پیمان
یکی از مهمترین نگرانیهای مطرح شده، فروپاشی سیستمی ثبات استراتژیک جهانی است. نظر به این که روسیه و ایالات متحده حدود ۸۷٪ از زرادخانه هستهای جهان را در اختیار دارند، خروج از محدودیتهای تعیین شده (۱۵۵۰ کلاهک هستهای و ۷۰۰ وسیله پرتاب) به صورت تئوری راه را برای گسترش بی قید و شرط ذخایرشان باز میکند. این امر میتواند منجر به مسابقه تسلیحاتی شده و سایر کشورها را به دلیل نگرانیهای امنیتی وادار به تقویت قابلیتهای هستهای خود نماید. این وضعیت، سیاست هستهای جهانی را از حالت «بازدارندگی» به «جستجوی برتری» تغییر میدهد و خطر درگیری هستهای را به میزان قابل توجهی افزایش میدهد.
علاوه بر این، پایان «استارت نو» مشروعیت رژیم گستردهتر عدم اشاعه هستهای، به ویژه «پیمان منع اشاعه هستهای» (NPT)، را تهدید میکند. روسیه و آمریکا به عنوان کشورهای دارای سلاح هستهای، مسؤولیت اصلی خلع سلاح ذیل NPT را دارند. رها کردن «استارت نو»، پیامی منفی به جامعه بینالملل میفرستد که قدرتهای هستهای به جای احترام به تعهدات خلع سلاح خود، در حال عقبنشینی از آخرین تعهدات قانونی خود هستند. این فرسایش اعتماد ممکن است کشورهای غیرهستهای را به سمت کسب زرادخانههای خود تحت عنوان دفاع از خود سوق دهد.
همچنین، مکانیسمهایی که از محاسبات اشتباه استراتژیک جلوگیری کرده و مدیریت بحران را تسهیل میکردند، مانند پروتکلهای راستیآزمایی، تضعیف خواهند شد. «فنگ» اشاره میکند که بدون بازرسیهای میدانی و تبادل دادهها، ارزیابی قابلیتهای هستهای طرف مقابل تنها متکی بر اطلاعات و مدلسازی بدترین سناریوها خواهد بود. این فقدان راستیآزمایی، «پنجرههای تصمیمگیری را محدود کرده و خطر حملات پیشگیرانه فاجعهبار ناشی از سوءتفاهم را افزایش میدهد.»
- فروپاشی گفتگوی نهادی و فلج شدن دیالوگ سازنده بین روسیه و آمریکا.
- خطر تشدید رقابت در بخشهای استراتژیک جدید مانند فضا و سایبر.
- افزایش ریسک منازعه هستهای از طریق مسابقه تسلیحاتی کشورها.
- تضعیف مکانیسمهای مدیریت بحران و راستیآزمایی مستندات هستهای.
- تسریع در فرسایش نظم بینالمللی مبتنی بر قانون تثبیت شده پس از جنگ جهانی دوم.
«فروپاشی سیستم کنترل تسلیحات نه تنها حوزه هستهای را بیثبات خواهد کرد، بلکه میتواند به حوزههای استراتژیک نوظهور مانند فضا و سایبر سرایت کند.»
«بدون بازرسیهای میدانی و تبادل دادهها، ارزیابی قابلیتهای هستهای طرف مقابل تنها متکی بر اطلاعات و مدلسازی بدترین سناریوها خواهد بود.»
در مجموع، عدم تمدید پیمان «استارت نو» به وضعیت ابرقدرتها بازمیگردد؛ جایی که اعتماد استراتژیک دو طرف در پایینترین سطح قرار دارد و اختلافات ژئوپلیتیکی مانند بحران اوکراین و گسترش ناتو، زمینه را برای کنار گذاشتن چارچوبهای قانونی حیاتی فراهم کرده است. این امر جهان را به سمت عدم اطمینان استراتژیک عمیقتری سوق میدهد.


