نقد کتاب «هلن در ناکجا» اثر ماکنا گودمن: افسانهای برای زمانه ما
بررسی رمان «هلن در ناکجا» اثر ماکنا گودمن، داستانی تأملبرانگیز درباره مردی که پس از فروپاشی زندگیاش، به دنبال بازگشت به طبیعت میگردد و با مفاهیمی چون زنستیزی و قدرت درگیر میشود.

نقد و بررسی کتاب «هلن در ناکجا» ماکنا گودمن
رمان «هلن در ناکجا» اثر ماکنا گودمن، داستانی تمثیلی است که در زمانهای که انسان در جستجوی «زندگی نیک» خویش است، سؤالات مهمی را مطرح میکند. شخصیت اصلی، «مرد» (Man)، استاد دانشگاهی است که با فروپاشی ازدواج و حرفهاش روبهرو میشود و تلاش میکند تا با فاصلهگیری از «ابزارهای ساخت بشر» و روی آوردن به طبیعت خالص، به نوعی متعالینگری در عصر جدید دست یابد. او معتقد است که با دوری از نهادهای ساختگی دانش، میتوان به «توانایی ذاتی صرفاً بودن» دست یافت. با وجود آنکه او خود را فردی با ملاحظه و اهل گوش دادن معرفی میکند و اظهار میدارد که «تمام عمرش برای زنان سخت کار کرده است»، اما ناگهان خود را درگیر نزاعی میبیند که آن را «اعلام جنگ علیه من توسط... فرقهای از زنان» میخواند، زنانی که به زعم او «هیستریک» و شاید «شرور» بودهاند.
پس از اخراج از دانشگاه به دلیل دیدگاههایش و ترک شدن توسط همسرش (که شاید به دلیل دینامیک قدرت نامتوازن میان آنها یا دلایل دیگر باشد)، «مرد» به شدت از نظر وجودی تهی شده و احساس میکند که نیازمند بازگشت به طبیعت است. او خانهای روستایی متعلق به زنی به نام «هلن» را میبیند که پیشتر بهطور خودکفا زمینش را کشاورزی میکرده است. «نماینده املاک» (Realtor)، این شیوه زندگی را به عنوان راهی برای رسیدن به «آرامشی خارج از همه اینها» به او معرفی میکند. اما این مسیر نیازمند بازسازی اگو و پذیرش «عشق» است. در نقطهای جادویی، روح هلن وارد بدن نماینده املاک شده و گفتوگوهایی عمیق درباره اشتباهات مرد در کار و ازدواج شکل میگیرد و واقعیت دستخوش دگرگونی میشود.
- روایتگری ماهرانه کتاب در انتقال میان دیدگاههای مرد، نماینده املاک، هلن و در نهایت همسر، تلاشی دقیق برای اجرای یک دیالکتیک سازمانیافته است.
- این رمان تقابلهایی چون «انجام دادن در برابر گرفتن»، «خرید در برابر فروش»، «فرد در برابر اجتماع» و «مذکر در برابر مؤنث» را به اجرا میگذارد.
- گودمن فراتر از موضوعات آشکار زنستیزی و جابهجایی قدرت، پرسشهای مهمی درباره ماهیت زندگی خوب مطرح میکند: چه مقدار از زندگی بر اتکا به دیگران بنا شده است؟
- کتاب به شیوهای ظریف از ایجاد دوگانههای اخلاقی ساده در تحلیل فجایع روزمره پرهیز میکند و اشاره مینماید که «برای انجام کار بیدار بودن، باید در یک فضای دوگانه زندگی کرد».
- سرنوشت نهایی «مرد» - که آیا یک سزای کنایهآمیز است یا رستگاری زیبا - کاملاً به حساسیتهای خواننده بستگی دارد.
«بیشتر در مورد آتشسوزیها، سیلها، پایان جهان فکر میکنم، شما چطور؟»
«اینکه آیا هوشیاری زیرکانه و خودآگاهی بود که من را با تاریکی زندگی هماهنگ نگه میداشت، یا نوعی بدبینی غیرمنطقی و جامعهگریز که مرا از خوشبختی بازمیداشت.»
این رمان کوتاه ۱۵۲ صفحهای، با ساختار تمثیلی و پرداخت دقیق به دغدغههای معاصر پیرامون خودکفایی کاذب، رابطه با طبیعت و پیچیدگیهای روابط جنسیتی، به عنوان «افسانهای ایدهآل برای دوران ما» توصیف شده است. گودمن با زیرکی نشان میدهد که میل به یک زندگی «سادهتر» در طبیعت، اغلب توسط همان امتیازاتی هدایت میشود که فرد را از جامعه جدا کرده است.


