بحران سلطنت بریتانیا: رسوایی اپستین و درگیریهای داخلی
تحلیل وضعیت نابسامان خانواده سلطنتی بریتانیا و میراث ملکه فقید در مواجهه با چالشهای کنونی نظیر رسوایی اپستین و شکافهای خانوادگی.
وضعیت آشفته سلطنت بریتانیا در سایه رسواییها
خانواده سلطنتی بریتانیا در حال حاضر با یکی از بزرگترین بحرانهای خود روبرو است که ریشههای آن ترکیبی از رسواییهای گذشته و اختلافات داخلی کنونی است. یکی از مهمترین عوامل این بحران، تأثیر رسوایی جفری اپستین است که علیرغم تمرکز اصلی در آمریکا، آسیب قابل توجهی به اعتبار خاندان سلطنتی بریتانیا وارد کرده است. در حالی که افکار عمومی آمریکا بیشتر بر شخصیتهای داخلی خود متمرکز بود، ارتباطات پرحاشیه شاهزاده اندرو، ملقب به اندرو مونتبیتن-ویندزور، با اپستین، سایه سنگینی بر کاخ سلطنتی انداخته است. این وضعیت نمایانگر یک رابطه معاملاتی مدرن است که در آن جذابیت طبقه و اعتبار موقعیت برای افراد پولداری مانند اپستین، جایگزین حمایتهای سنتی شده است.
شاه چارلز سوم تلاش کرده است تا با سلب عناوین و تبعید شاهزاده اندرو به حومه نورفولک، وجهه خانواده را ترمیم کند. با این حال، این لکهها به آسانی پاک نمیشوند. مسئله دیگر، وضعیت درونی خانواده است. پادشاه چارلز سوم در اواخر دهه هفتاد زندگی خود با بیماری سرطان دست و پنجه نرم میکند و ممکن است دوران سلطنت کوتاهی داشته باشد. از سوی دیگر، شکاف عمیق میان شاهزاده ویلیام و شاهزاده هری، که با اظهارات تند هری در کتابها و مصاحبههایش عمیقتر شده، امیدهای گذشته برای یک انتقال قدرت هموار را از بین برده است. این برادران روزگاری امید مؤسسه بودند، اما اکنون فاصله زیادی میان آنهاست.
- میراث ملکه فقید: بخشی از مشکلات امروز به دوران ملکه الیزابت دوم بازمیگردد؛ دورهای که با آسودگی خاطر و عدم کنترل کافی بر رفتارهای پسر دومش (شاهزاده اندرو) گذشت.
- بحران جانشینی: با توجه به سن پادشاه و فاصله سنی تا نسل بعدی (جورج، شارلوت و لوئی که حداقل ۱۵ سال تا ایفای نقش مؤثر فاصله دارند)، خلأ قدرت و کارایی احساس میشود.
- عدم همکاری شاهزاده اندرو: امتناع مداوم شاهزاده اندرو از شهادت دادن در تحقیقات مربوط به اپستین، حتی به صورت ویدئویی، اعتبار خاندان را بیش از پیش خدشهدار کرده است.
«آنچه سلطنت را میکشد، احساس تعلق و استحقاق است، نه صرفاً تحقیر.»
تغییرات بنیادین برای حفظ جایگاه سلطنت ضروری است، اما این تغییرات ممکن است با ماهیت تاریخی این نهاد در تضاد باشد. این دوره نشان میدهد که سازمانی که زمانی به طول عمر خود میبالید، اکنون در تطبیق با چالشهای امروز ناتوان به نظر میرسد.
«شاید تصویر ماندگار ما از او [شاهزاده اندرو] از آن عکسی باشد که هفته گذشته منتشر شد: مردی میانسال، خیس عرق، وحشتزده در کنار جسد زنی در یک مهمانی مرموز.»

