حقوق تظاهرات در بریتانیا در خطر است؛ اگر برای آن ارزش قائلید، اکنون سخن بگویید
ایمران خان استدلال میکند که تجدید نظر در قوانین نظم عمومی در بریتانیا میتواند حقوق مدنی، از جمله حق تظاهرات و آزادی بیان، را تهدید کند، بهویژه برای جوامع مسلمان و سیاهپوست.
تهدید جدی علیه حق تظاهرات در بریتانیا
مقاله حاضر که توسط ایمران خان، وکیل دادگستری، نوشته شده است، به نگرانی عمیق درباره بازنگری در قوانین نظم عمومی و جرایم ناشی از نفرت در بریتانیا میپردازد. نویسنده هشدار میدهد که این تجدید نظر تهدیدی بیسابقه برای حق تاریخی تظاهرات و آزادی بیان شهروندان بریتانیایی محسوب میشود. تکیه بر ارزیابیهای گذشته نشان میدهد که قانون غالباً به طور ناعادلانه و نامتوازن اعمال شده است؛ بهویژه در مورد جوامع حاشیهای. به عنوان مثال، خان به تجربه خود به عنوان وکیل خانواده استیون لارنس اشاره میکند تا نشان دهد که در عمل، قانون برای همه شهروندان به یک شکل پاسخگو نیست و تبعیض نژادی در اجرای آن نقش دارد.
این نابرابری در اعمال قانون، زمانی که بحث تظاهرات پیش میآید، آشکارتر میشود. جوامع مسلمان، که بیشترین میزان جرایم ناشی از نفرت را گزارش میکنند، هنگام اعتراض به موضوعاتی مانند «نسلکشی در غزه»، با محدودیتهای پیشگیرانه، تشدید نظارت پلیس و هشدارهایی مواجه میشوند که خط بین تظاهرات و بزهکاری را محو میکند. استفاده از زبان ضدتروریسم برای توجیه اقدامات افراطی علیه معترضان، نشاندهنده تغییری خطرناک است که در آن تظاهرات به عنوان یک منبع خطر تلقی میشود تا یک حق دموکراتیک.
تمرکز بر تأثیر تجمعات انباشته
یکی از خطرناکترین ابعاد این بازنگری، تمرکز بر تأثیر تجمعات بهطور تجمعی است. این رویکرد مغایر با اصول اساسی حقوق بشر اروپایی (مواد ۱۰ و ۱۱ کنوانسیون) است که بیان صریح و تجمع را به عنوان حقوقی که در هر بار وقوع محافظت میشوند، در نظر میگیرد، نه امتیازاتی که با تکرار کاهش یابند. این تمرکز، تظاهرات قانونی را به عنوان یک «مزاحمت جمعی» بازتعریف کرده و ناراحتی ناشی از تکرار را توجیهی برای محدود کردن حق میداند.
- اجرای نابرابر قانون: تجربه نشان میدهد که جوامع نژادینهشده (مانند سیاهپوستان و مسلمانان) به دلیل ادراکات قالبی، سطح حفاظتی کمتری دریافت میکنند.
- محدودیت اعتراض پیوسته: رویکرد «تأثیر انباشته» میتواند جنبشهایی را که برای کسب حقوق نیاز به اصرار و تداوم دارند، از بین ببرد.
- مقایسه تاریخی: جنبشهایی مانند حق رأی زنان (suffragettes) و جنبشهای عدالت نژادی، بدون اعتراضات مداوم و مخرب، به موفقیت نمیرسیدند.
- تبدیل حق به اجازه سیاسی: اگر تداوم اعتراض به عنوان یک مشکل تلقی شود، آزادی بیان از یک حق بنیادین به یک «مسئله مجوز سیاسی» تنزل خواهد یافت.
«فشار زمانی کار میکند که پایدار باشد. اگر تنها زمانی اجازه داده شود که همچنان قابل تحمل باشد، کار نمیکند.»
«این یک لحظه است. زیرا هنگامی که قانون، که در حال حاضر به اشتباه برای بسیاری از شهروندان اعمال میشود، شروع به رفتار با پایداری به عنوان یک مشکل به جای یک ویژگی مشارکت دموکراتیک کند، آزادی بیان دیگر یک حق نخواهد بود.»
در نهایت، خان هشدار میدهد که اگر این بازنگری تصویب شود، نابرابریهای موجود عمیقتر شده و حقوق اقلیتها برای حفظ آسایش اکثریت محدود خواهد شد؛ موضوعی که نیازمند واکنش فوری شهروندانی است که برای حقوق مدنی ارزش قائلند.

