پس از هفتهای آشفته، امیدواریم حزب کارگر منطقی شود: استارمر باید بماند
تنها برندگان کودتای سیاسی در وستمینستر دشمنان حزب کارگر در چپ و راست خواهند بود. نویسنده بر اهمیت ثبات در دولت استارمر پس از یک هفته جنجال تأکید میکند.
ضرورت باقی ماندن کیر استارمر بر صدر حزب کارگر
هفتهای که بر حزب کارگر گذشت، مملو از جنجالهای سیاسی بود، اما واکنش حزب کارگر پارلمانی در حمایت از رهبرشان، کیر استارمر، در بحبوحه “دردسر” نشان داد که قانون اساسی وظیفه خود را به درستی انجام داده است. نویسنده، سایمون جنکینز، معتقد است که ایدهی نیاز فوری بریتانیا به یک درگیری در داونینگ استریت «جنونآمیز» است و پس از فروکش کردن طوفان سیاسی اخیر، «عقل سلیم» به تدریج حاکم شده است. استارمر با وجود اشتباهات متعددی که داشته، از جمله انتصابهایی که بعدها مجبور به تغییر آنها شد و همچنین «یو-ترنهای» متعدد در سیاستگذاریها (مانند مزایای ناتوانان و مالیات بر ارث)، در مواجهه با بحران اخیر در مورد انتصاب یک فرد با «دوستان مشکوک» به سفارت واشنگتن، توانست حمایت حزب را به دست آورد.
به گفتهی جنکینز، این بحرانها (مانند ماجرای پیتر مندلسون) در مقیاس واقعیت سیاسی، تأثیر کمتری نسبت به اشتباهات بزرگتر استارمر در حوزه اقتصاد و تغییرات مکرر در کابینه داشتند. رسانهها عاشق این گونه داستانهای متلاطم هستند: عناصری چون حضور یک رئیسجمهور آمریکا، یک عضو سلطنتی بریتانیا، اتهام سوء استفاده جنسی، زنستیزی و ثروت گزاف، باعث شد تا «حس تناسب» در پوشش خبری ناپدید شود. با این حال، مأموریت اصلی استارمر یعنی «سر و سامان دادن به امور مالی عمومی کشور» هنوز به طور کامل محقق نشده است، اما او نیز شکست نخورده است.
ارزیابی جانشینان احتمالی استارمر
تنها مزیت بالقوه برای یک کودتای داخلی علیه استارمر، جایگزینی او با رژیمی قویتر، هدفمندتر و جذابتر برای رأیدهندگان خواهد بود. نویسنده استدلال میکند که هیچ یک از گزینههای مطرح شده این معیارها را برآورده نمیکنند. وزرای پیشنهادی مانند وس استریتینگ (که هنوز خود را در اصلاح سیستم بهداشت و درمان اثبات نکرده)، آنجلا رینر (که یکپارچهساز نیست) و اندی بورنهام (که اصلاً در پارلمان حضور ندارد) نمیتوانند ثبات مورد نیاز را فراهم کنند. در طول یک دهه آشفتگی سیاسی در بریتانیا، اقتصاد به «دستی باثبات» نیاز دارد، نه دستی که دائماً تحت تهدید و چالش باشد.
«تنها برندگان کودتای سیاسی در وستمینستر دشمنان حزب کارگر در چپ و راست خواهند بود.»
استارمر در عرصه بینالمللی نیز با وقار رفتار کرده و جایگاه سنتی بریتانیا به عنوان میانجی بین اروپا و ایالات متحده را حفظ نموده است. تضعیف او در این مقطع به نفع هیچکس نخواهد بود. چالشهای پیش رو شامل انتخابات میاندورهای و محلی می است.
- حزب کارگر در سال ۲۰۲۴ پس از پنج نخستوزیر در یک دهه، به عنوان یک تسکین برای رأیدهندگان تلقی شده بود.
- شتابزدگی برای به چالش کشیدن ششمین رهبر در دورهای کوتاه، معنایی ندارد.
- بزرگترین منافع از این ناآرامی نصیب احزاب پوپولیست راست و چپ و جریانات ملیگرای حاشیهای خواهد شد.
«بسیاری از نمایندگان کارگر جدید هستند و به طور قابل فهمی نگران کرسیهای خود هستند. اما آنها باید بدانند که برکناری استارمر بعید است که آنها را ایمنتر کند.»
در نهایت، وظیفه استارمر این است که بر بحرانهای کوتاهمدت غلبه کند و تسلیم نشود. حزب کارگر باید ثبات را حفظ کند تا بتواند مأموریت اصلی خود را به سرانجام برساند.

