نگاهی به احتمال قدرت گرفتن حزب ریفرم از طریق تهدید دانشگاه بانگور
پس از آنکه یک انجمن مناظره دانشگاه بانگور از دعوت دو چهره مرتبط با حزب ریفرم خودداری کرد، واکنش اقتدارگرایانه این حزب نشان داد که سیاستهای احتمالی آنها در صورت رسیدن به قدرت چگونه خواهد بود.
تهدید اقتدارگرایانه حزب ریفرم علیه دانشگاه بانگور
مقاله گابی هینزلیفت به بررسی واکنشی میپردازد که به دنبال عدم دعوت از دو تن از چهرههای مرتبط با حزب ریفرم (Reform UK)، یعنی سارا پوچین و جک آندرتون، توسط انجمن مناظره و سیاست دانشگاه بانگور صورت گرفت. این انجمن به دلیل «انزجار از هرگونه نژادپرستی، ترنسهراسی یا همجنسهراسی» از پذیرش این سخنرانان خودداری کرد. در حالی که این موضوع میتوانست به سادگی نادیده گرفته شود، واکنش حزب ریفرم بود که این رویداد را از اهمیت محلی به سطح ملی رساند.
جیا یوسف، رئیس سیاستگذاری حزب ریفرم، دانشگاه بانگور را به از دست دادن تمام ۳۰ میلیون پوند بودجه دولتی تهدید کرد. نویسنده استدلال میکند که تهدید به ورشکستگی دانشگاهها به دلیل عدم پذیرش سخنرانان حکومتی یا همسو با حزب، مصداق اتوکراسی است، نه دموکراسی. این رویکرد یادآور فشارهایی است که در دوران دونالد ترامپ در آمریکا بر دانشگاهها وارد میشد تا ایدئولوژیهای خاصی را بپذیرند یا سرکوب کنند.
آسیبپذیری دانشگاهها و آزادی آکادمیک
بخش آموزش عالی انگلستان به دلیل بحران مالی، به ویژه در مؤسسات کوچکتر که به شهریه دانشجویان بینالمللی وابسته هستند، در برابر چنین فشارهایی آسیبپذیر است. اگر دولتی با سیاستهای مهاجرتی سختگیرانه، مانند آنچه ریفرم ترویج میکند، ویزای دانشجویی را محدود کند، بقای برخی دانشگاهها به خطر میافتد. این امر میتواند دانشگاهها را در موقعیتی قرار دهد که نتوانند در برابر فشارهای سیاسی مقاومت کنند، همانطور که در آمریکا برخی دانشگاهها در برابر دولت ترامپ نتوانستند مقابله کنند.
«تهدید به از بین بردن کسبوکار دانشگاهها – با تمام پیامدهایی که برای دانشجویان در میانه تحصیل یا شهرهایی که به یک کارفرمای بزرگ وابسته هستند خواهد داشت – اگر آنها هر شخصیت سیاسی مورد حمایت رژیم را به طور متملقانه نپذیرند، از جنس استبداد است، نه دموکراسی.»
حق سخن گفتن در برابر حق شنیده شدن
این مقاله بر اهمیت آزادی آکادمیک به عنوان یک مسیر دوطرفه تأکید میکند که در آن دانشجویان باید مایل به شنیدن دیدگاههایی باشند که نمیپسندند و بتوانند استدلال کنند. با این حال، نویسنده اشاره میکند که حق آزادی بیان، به معنای حق داشتن مخاطب در هر زمان و مکانی نیست. جک آندرتون در موارد قبلی، غالباً توسط انجمنهای راستگرا دعوت شده بود، اما در بانگور، دعوت او توسط یک انجمن منتخب رد شد.
- انجمن مناظره بانگور از دعوت چهرههای مرتبط با ریفرم به دلیل مخالفت با «نژادپرستی و ترنسهراسی» خودداری کرد.
- این اقدام منجر به تهدید تهدیدآمیز از سوی مسئولین ریفرم مبنی بر قطع بودجه دولتی دانشگاه شد.
- آسیبپذیری مالی دانشگاههای بریتانیا، بهویژه پس از محدودیتهای دولت بر دانشجویان خارجی، آنها را در برابر فشارهای سیاسی آسیبپذیر میسازد.
- تحقیقات نشان میدهد اکثریت دانشجویان خواهان عدم محدودیت آزادی بیان هستند، اما در عین حال محدودیتهایی را برای سخنرانان خاصی میخواهند.
- نویسنده نتیجه میگیرد که سیاستمداران هنوز باید شنیده شدن را «کسب کنند»، نه اینکه آن را «اجبار» نمایند.
«آنچه ماجرای بانگور بر آن تأکید میکند این است که حق آزادی بیان، همانند حق داشتن یک مخاطب آزاد نیست، هر زمان که در محله کمپین میکنید؛ و هرچه برای گفتن دارید، نمیتوانید فعالانه مردم را وادار کنید که به شما گوش دهند.»
در نهایت، این حادثه به عنوان یک هشدار عمل میکند در مورد رویکرد حزب ریفرم به نهادهای مستقل آموزشی در صورت رسیدن به قدرت، که نشاندهنده تمایل به استفاده از اهرمهای مالی برای کنترل محتوای دانشگاهی است، هرچند سخنگوی حزب بعداً این اظهارات را «سیاست رسمی حزب» ندانست.

