کسی نمیداند پس از تغییر رژیم در ایران چه میشود؛ اما تجربهٔ ۱۹۷۹ راهنمایی میکند
تشابهات بین وضعیت کنونی و رویدادهای پیش از تبعید شاه بهوضوح دیده میشود؛ روحانیون رادیکال آن زمان سود بردند، اما این بار چه کسی بر خواهد آمد؟ لحظهای حساس برای ایران و خاورمیانه در پیش است.
تحلیل تغییر رژیم در ایران
در حال حاضر ایران در نقطهٔ بحرانی قرار دارد که مشابهات عمیقی با دورهٔ پیش از تبعید شاه در سالهای ۱۹۷۷‑۱۹۷۹ نشان میدهد. تغییر رژیم به عنوان یک هدف واضح برای نیروهای خارجی و برخی گروههای داخلی مطرح است، اما تاریخ نشان میدهد مسیر پیش روی این تحول، پر از ابهام و تعارضات است. همانطور که در انقلاب ۱۹۷۹ اقتصاد دچار تورم شدید شد و مردم بازارها بهخصوص بازار بزرگ تهران را به عنوان پیشزمینهٔ اعتراضات بهکار گرفتند، امروز نیز اعتراضات بزرگ بهدلیل افزایش قیمتها و فشارهای اقتصادی تشدید شدهاند. چرخهٔ سرکوب، سوگواری و تظاهرات که در آن زمان با مراسم ۴۰‑روزهٔ عزاداری همراه بود، امروز نیز با رژههای مردمی و تکرار مراسم یادبود کشتهشدگان ادامه دارد. این الگوهای تاریخی نشان میدهند که حتی اگر حکومت فعلی سرنگون شود، تشکیل یک ائتلاف گسترده و مدیریت تنوع ایدئولوژیک از جمله چالشهای اصلی خواهد بود. در این میان، نقش بازار بهعنوان نیروی اقتصادی و اجتماعی، و همچنین نقش نیروهای امنیتی همچون سپاه پاسداران و بسیج، میتواند تعیینکنندهٔ مسیر آینده باشد.
نکات کلیدی
- تشابهات اقتصادی: تورم و افزایش قیمتهای اساسی در ۱۹۷۷ و امروز
- نقش بازارهای سنتی: بسیج تجار برای ادامهٔ تظاهرات
- مراسم ۴۰‑روزهٔ عزاداری به عنوان عامل تشدید تندیسها
- تنوع ایدئولوژیک: لیبرالیستها، ملیگراها، سوسیالیستها و روحانیون
- سناریوهای ممکن: سقوط رژیم، جنگ، یا توافق دیپلماتیک
“هر کسی که میخواهد شاه را براندازد، آیندهٔ متفاوتی میخواهد.” – ریزارد کاپوسینسکی “اگر رژیم سقوط کند، نبرد برای آزادی، رفاه و امنیت تازه آغاز میشود.” – جیسن برک
در پایان، آیندهٔ ایران همچنان نامشخص است؛ اما همانگونه که تاریخ نشان داده است، هر تغییر ریشهای نیازمند مشارکت گستردهٔ مردم، ائتلافهای متنوع و توانایی مقابله با چالشهای امنیتی خواهد بود. این عوامل میتوانند مسیر پیش روی ایران را به سوی ثبات یا بیثباتی شکل دهند.



