موفقیتهای ورزشی کارائیب در کریکت و دو ومیدانی: فرصتی از دست رفته؟
نقد دیدگاه رایج به استعدادهای ورزشی منطقه کارائیب و اشاره به فقدان اراده سیاسی برای تبدیل ورزش به یک استراتژی توسعهای مؤثر و بلندمدت.
موفقیتهای ورزشی کارائیب؛ فرصتهای بلااستفاده
ورزش در منطقه کارائیب، بهویژه در رشتههایی مانند کریکت و دو و میدانی، همواره شاهدی بر تواناییهای خارقالعاده این منطقه کوچک با اقتصادهای شکننده بوده است. این موفقیتها اغلب در بستری از سختیهای الهامبخش، مانند تمرین بر روی زمینهای نامناسب و کمبود بودجه، رخ داده است. تیم ملی کریکت مردان موسوم به “وست ایندیز” برای بیش از یک دهه، بهویژه در دهه ۱۹۸۰، بر دنیای کریکت مسلط بود و به نمادی از اتحاد منطقهای تبدیل شد که ثابت میکرد این مجمعالجزایر کوچک میتوانند به صورت یک نیروی متحد در سطح جهانی تأثیرگذار باشند. این سلطه با حضور بازیکنانی چون ویو ریچاردز و برایان لارا همراه بود.
بهطور مشابه، در دو و میدانی، جامائیکا با پرورش اسطورههایی مانند یوسین بولت، تبدیل به یک صادرکننده فرهنگی در سطح جهانی شد. این عملکرد مستمر در رشتههایی که نیاز به زیرساختهای پیشرفته دارند، نشان میدهد که ورزش به عنوان یک زیرساخت توسعهای برای کارائیب عمل کرده است؛ مسیری برای تحصیلات دانشگاهی، خروج از فقر و تقویت اعتماد به نفس ملی. با این حال، نویسنده استدلال میکند که این موفقیتها بهرغم سیستمهای موجود به دست آمده است، نه به دلیل وجود یک استراتژی توسعهای قوی.
زوال ساختارها و از دست دادن ارزش
افول سلطه کریکت وست ایندیز اغلب به عنوان یک تراژدی ورزشی روایت میشود، اما این امر مثالی از یک معضل مدیریتی است: کمبود سرمایهگذاری در سیستمهای داخلی، مهاجرت استعدادها به لیگهای جهانی و فرسایش نهادهایی که میتوانستند استعداد خام را به تعالی تبدیل کنند. این روند در سایر رشتهها نیز تکرار شده است؛ بهطوری که استعداد کارائیب، بهویژه در فوتبال (مانند تأثیر بازیکنان کارائیبی بر فوتبال انگلیس)، به صورت خام صادر میشود بدون آنکه منطقه بتواند ارزش کامل آن را حفظ کند.
- ورزش به عنوان یک زبان منطقهای اتحادیهای را شکل داد که دولتها در تحقق آن ناتوان بودند.
- در حالی که نهادهایی مانند سازمان ملل متحد بر “ورزش برای توسعه” تأکید دارند، در کارائیب ورزش ابزاری اولیه برای بقا و خودتعریفی بوده است.
- استعداد ورزشی چشمگیر در شرایط کمبود، نشاندهنده یک بخش توسعهای با بازدهی بالا است که به درستی برنامهریزی نشده است.
- زوال سلطه کریکت یک داستان هشداردهنده است: استعداد خام نمیتواند زوال نهادی را شکست دهد.
- منطقه در حال اجرای یک اقتصاد استعدادی است بدون آنکه مالک کارخانهها باشد.
“ورزش میتواند فرصتها را گسترش دهد، اما فقط در صورتی که نهادها استعداد را به مسیرها و مسیرها را به معیشت تبدیل کنند.”
فقدان اراده سیاسی استراتژیک
نتیجهگیری اصلی این متن این است که کارائیب به جای برخورد با ورزش به عنوان یک اولویت استراتژیک (شامل سیاستگذاری بهداشت عمومی، اشتغال جوانان و دیپلماسی)، آن را به عنوان یک فرصت عکس گرفتن سالانه در نظر گرفته است. برای حرکت رو به جلو، نیاز به ساخت هابهای منطقهای با کارایی بالا، مسیرهای مشخص از مدرسه به سطح نخبگی، و مهمتر از همه، حکمرانی شفاف در انجمنهای ملی است. وابستگی به “معجزات” ایجاد شده توسط افراد استثنایی، راهبردی نیست، بلکه یک قمار است که منطقه بارها بیشتر از آنچه شایسته باشد، در آن پیروز شده است.
