ظهور روابط خانوادگی با «تماس کم»: مرزگذاری و فاصلهگیری عاطفی
بررسی پدیده «تماس کم» (Low Contact) در روابط خانوادگی؛ رویکردی که به افراد اجازه میدهد برای سلامت روان خود فضا ایجاد کنند، در عین حال پیچیدگیهای عاطفی دارد.
پیچیدگیهای روابط خانوادگی مدرن و رویکرد «تماس کم»
در سالهای اخیر، گرایش رو به رشدی در میان افراد مشاهده میشود که به جای قطع کامل ارتباط (No Contact)، رویکرد «تماس کم» (Low Contact یا LC) را در پیش میگیرند. این روش به معنای حفظ سطح بسیار محدودی از تعامل با والدین و سایر خویشاوندان است، به ویژه زمانی که رابطه با سمّی یا آزاردهنده همراه باشد. افرادی مانند «ماری» عنوان میکنند که برای مدیریت استرس ناشی از ارتباط با مادر خود، تماسها را متوقف کرده و حضور فیزیکی را به حداقل رساندهاند. این تصمیم اغلب پس از سالها احساس طرد شدن، شرمساری یا نادیده گرفته شدن گرفته میشود، جایی که یکی از طرفین احساس میکند «برگهی سیاه خانواده» است.
تصمیمگیری برای «تماس کم» بر اساس نیاز به تعیین مرزهای شخصی شکل میگیرد. مراجعان در مشاوره عنوان میکنند که کنترل رفتار طرف مقابل غیرممکن است، اما میتوان میزان نفوذ و تأثیر منفی آن را بر زندگی خود مدیریت کرد. ماری اشاره میکند که مادرش در برابر مسائل شخصی او واکنشی سرد نشان میداد و اطلاعات خصوصی او را در خانواده پخش میکرد، بنابراین او تنها زمانی تماس میگیرد که هدف مشخصی داشته باشد؛ مانند اطلاعرسانیهای ضروری یا کسب اطلاع از حال بستگان دیگر.
تفاوت تماس کم با قطع کامل ارتباط و مزایای درمانی
رویکرد «تماس کم» برخلاف «عدم تماس» (NC) که اغلب در رسانهها مطرح میشود، راهی برای حفظ رشتههای حیاتی خانواده است. افرادی که LC را انتخاب میکنند، اغلب نگرانیهایی درباره آینده رابطه فرزندانشان با پدربزرگ و مادربزرگها دارند یا نمیخواهند حس گناه ناشی از قطع کامل رابطه را متحمل شوند. رواندرمانگران مشاهده میکنند که آگاهی بیشتر نسبت به سلامت روان و تأثیر تجارب کودکی، افراد را به بازنگری در تعهدات سنتی خانوادگی سوق داده است. دکتر کاترین کاوالو، رواندرمانگر، اشاره میکند که نسلهای جوانتر کمتر احساس «وظیفه» ذاتی نسبت به خانواده دارند، که این امر میتواند فرهنگ «رشد فردی» را تقویت کند.
«تماس کم نمونه خوبی از یک مصالحه است. این روش فرصتی برای کشف آنچه ممکن است بدون تصمیمگیری نهایی فراهم میکند و میتواند در کاهش فشار مفید باشد.»
روشهای عملی برای مدیریت تماس محدود
مرزگذاری فقط محدود به فرکانس تماس نیست، بلکه شامل نحوه تعامل نیز میشود. روانشناسان پیشنهاد میکنند که مراجعهکنندگان میتوانند به جای گفتوگوهای سنگین، فعالیتهای مشترک مانند بولینگ یا رفتن به مکانی خنثی را جایگزین کنند. این کار فرصتهای کمتری برای بروز اختلافات فراهم میآورد. همچنین، «کارولاین» که پس از یک بحران جسمی اقدام به LC با مادرش کرد، متوجه شد که بخشی از مشکلات ناشی از تحریککنندههای درونی خودش بوده است؛ فضایی که LC فراهم کرد به او امکان خوداندیشی داد.
-
تعیین عمدی هدف: تماسها تنها برای اهداف ضروری و از پیش تعیینشده برقرار شوند (مانند اطلاعرسانی مهم).
-
محدودیت زمانی: تماسها را بسیار کوتاه نگه داشتن (مثلاً ۵ دقیقه) برای جلوگیری از ورود به بحثهای تنشزا.
-
ایجاد سیستم حمایتی: دریافت مشاوره درمانی و تقویت روابط سالم و حمایتگر خارج از ساختار خانوادهی اصلی.
-
انتخاب فعالیت به جای گفتوگو: انجام کارهایی که نیاز به مکالمه عمیق ندارند برای حفظ ارتباط سطحی.
فیلیپ کارهاسان، رواندرمانگر، تأکید میکند که LC به افراد اجازه میدهد تا کنترل بیشتری بر روابطشان اعمال کنند و مرزهایی که واقعاً برایشان مطلوب است را ایجاد نمایند.
بهطور کلی، گرایش به «تماس کم» پاسخی به انتظارات غیرواقعی تحمیل شده توسط شبکههای اجتماعی و تغییر پارادایم فرهنگی نسبت به مفهوم خانواده است. این رویکرد ابزاری برای مدیریت آسیبهای عاطفی و فرصتی برای خودبهبودی است، هرچند اجرای آن نیازمند حمایت قوی و آگاهی از واکنشهای احتمالی خانواده است.



