«چورمنسینگ»: بهترین روش دوستیابی یا مرگ عاشقی؟
چورمنسینگ (Choremancing) ترندی در دوستیابی است که در آن کارهای روزمره مانند خرید یا مونتاژ مبلمان به آزمون سازگاری تبدیل میشوند. آیا این روش واقعبینانهتر است یا نشانهای از زوال عاشقی؟
چورمنسینگ: آزمون عملی سازگاری در روابط مدرن
مفهوم جدیدی در دنیای دوستیابی به نام «چورمنسینگ» (Choremancing)، ترکیبی از «وظیفه/کار» (Chore) و «رومانس» (Romance)، در حال محبوب شدن است. این ترند که توسط پلتفرمهایی مانند Plenty of Fish مطرح شده، شامل تبدیل کارهای روزمره و اداری به فرصتی برای آشنایی عمیقتر با پارتنر بالقوه است. به جای قرارهای سنتی شام و نوشیدنی، زوجین ممکن است برای خرید هفتگی، باغبانی، یا حتی خم شدن برای نصب مبلمان تختخوابشو (Flatpack) با هم وقت بگذرانند. استدلال اصلی طرفداران چورمنسینگ این است که زندگی مشترک اغلب صرف کارهای تکراری و روزمره مانند پرداخت قبوض، خرید مواد مصرفی خانه، و وظایف خانگی میشود. بنابراین، بسیار منطقی است که از همان ابتدا مشخص شود آیا فرد مورد نظر با سختیهای مدیریت زندگی روزمره سازگار است یا خیر.
این روش به عنوان تست سازگاری نهایی معرفی میشود. توانایی خندیدن در یک شب مجلل آسان است، اما اینکه شریک زندگی شما توانایی مرتب کردن ظروف داخل ماشین ظرفشویی را به درستی داشته باشد، عنصری حیاتی در دوام یک رابطه بلندمدت تلقی میشود. در واقع، چورمنسینگ سعی دارد بخش خستهکننده اما واقعی زندگی را زودتر آشکار سازد.
- تعریف چورمنسینگ: ترکیب فعالیتهای روتین و وظایف خانه (مانند خرید، اتو کردن لباس یا قدم زدن با سگ) با قرار ملاقاتهای عاطفی.
- هدف اصلی: ارزیابی سازگاری عملی و اخلاقی پارتنر تحت شرایط استرس واقعی زندگی روزمره.
- انتقاد اصلی: برخی منتقدان این پدیده را نشانهای از تبدیل عشق به یک فعالیت فهرستوار و «فهرست کارهای انجام شده» میدانند و نگران از بین رفتن جنبههای رمانتیک هستند.
- نمونههای عملی: رفتن به فروشگاههای بزرگ برای خرید هفتگی، یا صرف یک بعدازظهر برای مونتاژ مبلمان ایکیا.
- منطق زیربنایی: اگر قرار است بخش عمده زندگی مشترک صرف کارهای اداری و نگهداری از خانه شود، بهتر است بدانیم آیا میتوانیم این کارهای خستهکننده را با هم تحمل کنیم یا خیر.
«هر کسی میتواند در یک شب شاد و تفریحی معاشقه کند، اما اگر با او ازدواج کنی و متوجه شوی که نمیتواند قابلمهها را به درستی سر جایشان بگذارد، چه؟»
این روش به طور غیرمستقیم به آمادگی برای «زندگی مشترک» اشاره دارد، که نقطه اوج منطقی چورمنسینگ محسوب میشود. طرفداران این روش میگویند که این یک رویکرد هوشمندانه برای ورود به فازهای جدی رابطه است، در حالی که مخالفان، آن را محک زدن احساسات ناب با معیارهای بوروکراتیک میدانند.
«نکته این است که اگر فرد مورد علاقهتان را پیدا کنید، آیا زندگیتان جریانی بیپایان از شامهای مجلل و کوکتلها خواهد بود؟ شما محکوم به گذراندن بخش بزرگی از وجودتان درگیر کارهای اداری کسلکننده هستید.»


