داستان مردی که چهار سال دوچرخهسواری کرد و «زندگی رویایی» خود را تجربه نمود
آندریاس گراف پس از چهار سال رکابزنی در سراسر جهان، بدون دسترسی به صفحه نمایش و تاریخ مشخص، سختیها و دوستیهای عمیقی را تجربه کرد و از زندگی شهری فاصله گرفت.
سفر چهار ساله دوچرخهسواری آندریاس گراف به دور دنیا
آندریاس گراف، مهندس مکانیک نروژی، در آوریل ۲۰۲۲ سفری جسورانه را از نروژ به قصد هندوستان با دوچرخه آغاز کرد که در نهایت به یک سفر چهار ساله دور دنیا تبدیل شد. این ماجراجویی نقطهای برای فرار از زندگی تکراری و شغلی پردرآمد او بود که علیرغم داشتن شغلی خوب و زندگی نسبتاً راحت، احساس خلاء میکرد. گراف انگیزه خود را «ماجراجوییجویی» و میل به سفر خودران برای کسب استقلال و آزادی توصیف میکند. او قصد نداشت رکوردی ثبت کند و از عدم برنامهریزی دقیق استقبال میکرد، به ویژه با توجه به شرایط نامطمئن جهانی نظیر همهگیری کووید-۱۹ و جنگ اوکراین.
گراف مسیر دشواری را در پیش گرفت، از جمله عبور از اروپا، امارات متحده عربی، ایران، آسیای میانه، هند، جنوب شرق آسیا، استرالیا، نیوزیلند و آمریکای جنوبی. او اعتراف میکند که شروع سفر، بهویژه در سوئد، سخت بود و نیاز به جدایی از هویت گذشته مبتنی بر شغل و نقشهای اجتماعی داشت. پس از چند ماه، به یک «حالت آرامتر» رسید. نقطه عطف مهمی در سفرش، رسیدن به سن ۳۳ سالگی (همزمان با سالروز درگذشت مادرش) در صحرای استرالیا بود؛ تجربهای که او را عمیقاً با احساسات متناقض سوگواری و قدردانی برای زندگی رؤیاییاش روبرو ساخت. این تجربه او را به آرامش درونی عمیق هدایت کرد که آن را «سعادتآمیز» میخواند.
چالشهای فیزیکی و ذهنی در مسیر
سفر گراف مملو از سختیهای طاقتفرسا بود. او دو ماه تابستان را در دل کویر استرالیا گذراند که دما اغلب بالای ۴۰ درجه سانتیگراد بود و مجبور بود تا ۳۸ لیتر آب حمل کند. این شرایط در صحرای بزرگ آفریقا، بهویژه در موریتانی، به اوج سختی خود رسید؛ جایی که دمای ۵۱ درجه سانتیگراد و بادهای شدید حاوی شن و گرد و غبار، تجربهای «شکنجهآور» از نظر روانی ایجاد میکردند. همچنین، عبور از مناطق غیرمورد تأیید سازمان ملل مانند صحرای غربی این سفر را بدون پشتیبانی دیپلماتیک باقی گذاشت.
گراف برای مقابله با شرایط سخت، از تکنیک «بازنگری» استفاده میکرد: به جای تمرکز بر سختی لحظه، به خود یادآوری مینمود که روزهای بدتری را نیز پشت سر گذاشته است و با مهربانی و شفقت به خود ادامه میداد.
- او در ارتفاعات تاجیکستان در طوفان برف سختی را سپری کرد، اما صبح روز بعد شاهد منظرهای آرام و باشکوه از کوههای برفی بود.
- در هند، تجربهای ترسناک از رویارویی با مردانی مسلح در نیمهشب داشت که پس از درک مقصد او، با مهماننوازی از او پذیرایی کردند.
- عمدهترین چالشها را از جانب انسانها تجربه کرده است، نه حیوانات وحشی.
- در پرو، تجهیزات اصلی او (دوچرخه، چادر، اجاق) خراب شدند و او مجبور به انتظار برای قطعات یدکی شد.
- در کلمبیا، با شکستن مچ دستش بر اثر تصادف بر اثر چاله و نشت روغن، به عنوان بخشی از ماجراجویی آن را پذیرفت و تحت عمل جراحی قرار گرفت.
«من بهترین زندگی را که همیشه آرزویش را داشتم، زندگی کردم.»
یکی از تأثیرگذارترین جنبههای سفر، غرق شدن در مهماننوازی و عشق غریبهها در سراسر جهان بود. این تجربیات به او آموخت که مردم، فارغ از دین یا فرهنگ، اساساً در پی زندگی با کرامت و توجه به خانواده هستند. همچنین، او شاهد عمیق آلودگیهای پلاستیکی و مشکلات زیستمحیطی در آسیا و آمریکای جنوبی بود که تفکر او را در مورد آینده سیاره تغییر داد.
دوری از تکنولوژی و بازگشت به خانه
گراف برای هفتهها در استرالیا و نیوزیلند اصلاً تلفن همراه نداشت و زندگیاش با طلوع و غروب خورشید تنظیم میشد، و این فقدان حس زمان را بزرگترین هدیه سفر میدانست. او اکنون با سختی به زندگی با امکاناتی چون تخت خواب و کامپیوتر سازگار میشود. در نهایت، او سفر خود را در ۲۳ دسامبر ۲۰۲۵ به پایان رساند. تجربیات او تمرکزش را از مسیر شغلی به سمت زندگی بیرونیتر و طبیعیتر تغییر داده است.
«من یک مؤمن راسخ هستم که شما میتوانید اجازه دهید شرایط شما را تعریف کند – یا میتوانید پایان داستان خود را بنویسید.»


