لحظهای که مرا تغییر داد: در ویرانههای یک ساختمان مسکونی، کتاب ترجمهشدهام را دیدم
دیدن کتاب ترجمهشدهام در میان ویرانهها، که پاره و سوخته اما هنوز خوانا بود، به من اهمیت ترجمه و حفاظت از داستانها را نشان داد - تا زمانی که همه چیز از بین میرود، آنها باقی بمانند.
تجربهای عمیق در میان ویرانی
در ژوئن ۲۰۲۵، با شروع بمباران تهران توسط موشکها، زندگی عادی متوقف شد. نویسنده در آپارتمان خود مشغول ترجمه کتاب “ترجمه خود و دیگران” اثر جومپا لاهیری بود، کتابی که درباره معنی انتقال کلمات بین زبانها و اخلاقیات زیستن در صدای دیگری بحث میکند. در حالی که ساختمانها فرو میریختند، او متنی را ویرایش میکرد که به روشی آرام برای پایداری معنا استدلال میکرد.
- کتابخانه شخصی او حاوی فرهنگهای لغت، جلدهای کمیاب و تمام کتابهای ترجمهشدهاش بود که حیات کاریش را تشکیل میداد
- قطعی برق و اینترنت، امکان جستجوهای فوری مورد نیاز برای ترجمه را از بین برد
- در خیابانی که زمانی برای خرید فرهنگ لغت میرفت، زن سالخوردهای را دید که با بیماری آلزایمر، در حال جستجوی پسری بود که ۳۰ سال قبل در جنگ از دست داده بود
لاهیری مینویسد که “همه ترجمهها یک عمل سیاسی است” آنتونیو گرامشی ترجمه را “یک واقعیت، آرزو، انضباط، لنگر و استعاره” میدانست
یک هفته پس از حملات، نویسنده مشغول ترجمه داستان کودکان “بسیاری ماهها” اثر جیمز توربر بود، داستانی درباره تلاش برای دستیابی به غیرممکنها که نماد آرزوی صلح بود. سپس عکسی را دید که یکی از ترجمههای قدیمی او را در میان ویرانههای یک بلوک آپارتمان نشان میداد - پاره اما سالم، با نام او روی جلد. این تصویر به او نشان داد که ترجمه حتی در زیر بمباران نیز یک عمل مقاومت است: گفتن اینکه “این صدا اهمیت دارد” و پاک نخواهد شد. ترجمه تنها انتقال داستانها بین زبانها نیست، بلکه کمک به ماندگاری آنها وقتی همه چیز از بین میرود است - امتناعی آرام و سرسختانه از ناپدید شدن.




