بازنگری در اولویتهای حزب کارگر همزمان با چرخش وزرا به دور استارمر
وزیرانی که صبح از حمایت از نخستوزیر خودداری کردند، بعداً حمایت بیپایان خود را اعلام کردند. بحران در حزب کارگر پس از استعفای رئیس ستاد اوضاع را پیچیده کرده است.
بازنگری در نظم روز حزب کارگر پیرامون استارمر
تحولات اخیر در حزب کارگر بریتانیا، به ویژه پس از استعفای مورگان مکسویینی، رئیس ستاد کیر استارمر، به دنبال انتصاب پیتر مندلسون، نشاندهنده یک بحران داخلی عمیق است. این استعفاها، از جمله کنارهگیری تیم آلن، رئیس ارتباطات، حکایت از یک جنگ فرسایشی در درون داونینگ استریت دارد. این امر به سرعت به افزایش فشارها برای کنارهگیری کیر استارمر منجر شده است، به طوری که چهرههای برجستهای مانند آناس ساروار، رهبر حزب کارگر اسکاتلند، موضعی علیه او اتخاذ کردهاند. سخنگوی استارمر بر تعهد او تأکید کرده است، اما این موضع چندان قانعکننده به نظر نمیرسد و این گمانهزنی را تقویت میکند که حزب در آستانه فروپاشی یا تغییرات اساسی قرار دارد.
این بحران به دلیل پیوندهای مندلسون با جفری اپستین، که سابقه محکومیت به دلیل فحاشی جنسی کودکان را دارد، تشدید شده است. نکته قابل توجه، بازنگری گسترده و نوعی فراموشی جمعی در میان طبقه سیاسی و رسانهها است؛ زیرا پیش از این، اکثر مقامات در مورد انتصاب مندلسون به عنوان سفیر بریتانیا در واشنگتن نگرانی چندانی ابراز نکرده بودند. این تناقض در واکنشهای کنونی، شک و تردیدهایی را نسبت به صداقت انگیزههای امروز آنها ایجاد میکند، به خصوص با توجه به اینکه برخی، مانند کمی بادنوخ، سعی در مطرح کردن خود به عنوان افشاگر اصلی داستان دارند.
- تناقض در حمایتها: وزیران کابینه ابتدا از حمایت از استارمر شانه خالی کردند و سپس با اندکی تأخیر، حمایت قاطع خود را در شبکههای اجتماعی اعلام کردند که نشاندهنده آشفتگی در رهبری حزب است.
- تلاش برای ترمیم تصویر: اظهارات دارن جونز در مورد افزایش استانداردهای اخلاقی در زندگی عمومی و اخراج اعضای پارلمان عوام، تلاشی برای نشان دادن اقدامات اصلاحی بود، اما نتوانست موضوع اصلی یعنی عدم قضاوت صحیح در انتصاب مندلسون را پوشش دهد.
- دفاع از استارمر: چهرههایی مانند ایوت کوپر، بریجت فیلیپسون و آنجلا رینر علناً از استارمر حمایت کردند و از خنجر زدن به او در این مقطع حساس خودداری کردند.
- انتقاد تند: منتقدان، از جمله نیل اوبراین، اشاره کردند که دولت در حال فروپاشی است و زمان کنارهگیری استارمر فرا رسیده است.
- ناکارآمدی دفاع: تلاشهای جکی اسمیت برای توجیه استعفای مکسویینی به دلیل ارائه توصیههای اشتباه توسط استارمر، به دلیل پیچیدگی حقوقی و اخلاقی، ناموفق بود.
“تقریباً هیچکس در هیچ حزبی – یا رسانهها – هنگامی که مندلسون برای اولین بار به عنوان سفیر بریتانیا در واشنگتن منصوب شد، نگرانی در مورد ارتباطات او با اپستین ابراز نکرد.”
“به نظر میرسد کمی بادنوخ اکنون تصور میکند که یک ابرقهرمان درجه سه است که قدرت فوقالعادهاش این است که همه بپذیرند او هر چه میگوید درست است.”
در نهایت، بحران پیوندهای مندلسون به یک سناریوی گستردهتر از ضعف رهبری در حزب کارگر تبدیل شده است. سیاستمداران در تلاشند تا با موج «بازنگری» (Revisionism) سوار شده و با قربانی کردن افراد یا اعلام وفاداری در لحظه مناسب، از خود در برابر پیامدهای احتمالی این رسوایی محافظت کنند، در حالی که حزب در آستانه انتخاباتهای مهم ماه مه قرار دارد.



