نقد مستند «بررسی پرونده لوسی لتبی»: روایتی احساساتی که پرونده وحشتناک نیازمند آن نیست
مستند «بررسی پرونده لوسی لتبی» از روایت احساساتی و کلیگویانه استفاده میکند و شامل تصاویر دستگیری است که والدین او پخش آن را برای سلامت خود خطرناک دانستهاند.
نقد مستند «بررسی پرونده لوسی لتبی»
مستند «بررسی پرونده لوسی لتبی» پنجمین اثر تولید شده پس از محکومیت پرستار نوزادان، لوسی لتبی، در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ به جرم هفت مورد قتل و هفت مورد اقدام به قتل نوزادان تحت مراقبتش در بیمارستان کنتس آو چستر است. این مستند برخلاف برخی آثار قبلی که به بررسی دقیق شواهد میپرداختند، ترجیح داده است روایتی کلیتر و احساسیتر از داستان ارائه دهد، چه لتبی یکی از پرکارترین قاتلان سریالی زن تاریخ باشد و چه یکی از بزرگترین پروندههای اشتباه قضایی اخیر.
یکی از نکات جنجالی این برنامه، نمایش تصاویر دیده نشده از لحظه دستگیری لتبی در خانه والدینش است. والدین او ابراز کردهاند که از نمایش این تصاویر بیاطلاع بودهاند و تماشای آن «آنها را خواهد کشت». لحظه پخش این تصاویر که صدای ناله مادر او در حین بردن لوسی توسط پلیس شنیده میشود، ارزش افزودهای برای بیننده ندارد جز هشداری مبنی بر احتمال حاشیهسازی احساسی در طول روایت. این مستند با استفاده از اظهارات پلیس، افراد درگیر از هر دو طرف پرونده، دوست صمیمی لتبی، وکیل فعلی او، و همچنین گزارشهای رسانهای و نوارهای مصاحبههای بازجویی، سعی در بازسازی پرونده دارد.
ارائه پرونده دادستانی و شواهد کلیدی
ساعت اول برنامه به تشریح دقیق پرونده پلیس و دادستانی میپردازد. این بخش بر افزایش ناگهانی مرگ و میرها و وخامت حال نوزادان بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶، همبستگی آن با حضور لتبی در بخش نوزادان، و توقف این موارد پس از خروج او از بخش تمرکز دارد. همچنین به موضوع وجود برگههای تحویل بیمار به تعداد ۲۵۰ برگ که بهطور محرمانه به خانه برده شده و یادداشتهای چسبان (Post-it notes) یافت شده در خانه او اشاره میشود. روی این یادداشتها عبارات به ظاهر محکمی مانند «من شیطانی هستم» و «من این کار را کردم» نوشته شده بود.
زیر سوال بردن شواهد اصلی
در نیمه دوم، وکیل فعلی لتبی، مارک مکدونالد، و دکتر شو لی به تشریح و برچیدن اکثر شواهد اتهامی میپردازند. مکدونالد اشاره میکند که قاضی دادگاه (به شکلی بسیار غیرعادی) از سوی یکی از قضات دیوان عالی کشور طی محاکمه ایمیلی دریافت کرده که حاوی نگرانیهای او در مورد شاهد اصلی دادستانی، دکتر دِوی اِوانز، بوده است. وکیل عنوان میکند که یادداشتهای چسبان در واقع در پی توصیههای درمانگر ارائهشده توسط سرویس بهداشت ملی (NHS) نوشته شدهاند، که در آن لتبی نگران بوده که «ممکن است ناآگاهانه از طریق عملکرد خود به آنها آسیب زده باشم». این نگرانی با احساس او مبنی بر «افترا»، «تبعیض» و «قربانی شدن» به دلیل سیستم مدیریتی ناکارآمد بخش همراه بوده است.
یافتههای مستقل جدید
مکدونالد با دکتر لی که نویسنده مقالهای است که اِوانز بیشتر نتیجهگیریهای خود را از آن گرفته، تماس گرفته است. دکتر لی تأیید کرده که نتایجگیریهای اِوانز اشتباه بوده و یک پنل کارشناسی مستقل تشکیل داده است. این کارشناسان با بررسی مجدد یادداشتهای بالینی، توضیحات جایگزینی برای تمام نظریههای دادستانی پیدا کرده و در نتیجه، همانطور که به مطبوعات اعلام کردند، به این نتیجه رسیدند که «هیچ قتلی رخ نداده است».
- نمایش تصاویر دردناک مادران قربانیان برای ایجاد تأثیر احساسی بر بیننده.
- تمرکز بر روی اتهاماتی مانند افزایش مرگ و میر همزمان با حضور لتبی در شیفتها.



