آیا وابستگی در روابط میتواند جنبه مثبت داشته باشد؟
کتاب جدیدی استدلال میکند که «وابستگی سالم» در روابط میتواند برای ایجاد اتصالات عمیقتر مفید باشد، و وابستگی ناسالم را از آن متمایز میسازد.
وابستگی سالم: جنبه پنهان روابط عمیق
بسیاری از افراد در جستجوی روابط عمیقتری هستند، اما اغلب بر سر میزان نزدیکی ایدهآل به توافق نمیرسند. توصیههای رایج در مورد روابط، صمیمیت را مانند راه رفتن بر روی طناب باریک ترسیم میکنند که هرگونه افراط یا تفریطی به عنوان یک پرچم قرمز تلقی میشود. در میان بحثها پیرامون سبکهای دلبستگی ناسازگار، اهمیت مرزها و خطرات عشقورزی بیش از حد (love-bombing)، ممکن است این برداشت ایجاد شود که سطح مشخصی از نزدیکی وجود دارد که باید به آن دست یافت. با این حال، ندرا گلوور تاواب، درمانگر و متخصص روابط، در کتاب جدید خود با عنوان The Balancing Act، این افسانههای رایج را به چالش میکشد و بین وابستگی سالم و وابستگی ناسالم تمایز قائل میشود.
او بر این باور است که مهارتهای مهمی در روابط تنها از طریق تجربه و تمرین آموخته میشوند. اینکه چه چیزی را دوست دارید، چه چیزی را نه، و چگونه با دیگران مدارا کرده و اختلافات را مدیریت کنید، همه در روابط شکل میگیرند. تلاش برای یادگیری این مهارتها در انزوا، فرصتهای تمرین را از بین میبرد. این امر به معنای اجبار به شروع قرار ملاقات نیست، بلکه هر نوع تعامل اجتماعی فرصتی برای یادگیری است؛ مهارتهایی که از برخورد با یک همکار قابل یادگیری هستند میتوانند به روابط عاطفی نیز منتقل شوند.
«وابستگی» کلمه بدی نیست
وابستگی متقابل اغلب به عنوان یک چیز منفی تلقی میشود، و مفاهیمی مانند «درهمتنیدگی» (enmeshment) به عنوان عاملی برای اجتناب شناخته میشوند. تاواب استدلال میکند که درهمتنیدگی در مراحل ابتدایی شروع یک رابطه جدید میتواند مفید و حتی عالی باشد. اما تبدیل شدن به وابستگی بیش از حد که در آن هویت فرد در رابطه از بین میرود، ناسالم است. متأسفانه، فرهنگی که استقلال را به شدت تبلیغ میکند، مقاومت در برابر نیاز داشتن یا وابسته بودن را تقویت کرده است. حقیقت این است که هیچکس در انزوا زندگی نمیکند و ما از نظر مادی و اجتماعی به دیگران وابسته هستیم.
- وابستگی ناسالم: شامل انتظارات غیرواقعی از شریک زندگی و از دست دادن هویت شخصی به نفع رابطه است.
- وابستگی بیش از حد: اجتناب از آسیبپذیری، امتناع از پذیرش حمایت و تلاش برای انجام «همه کارها به تنهایی» مانعی برای برقراری ارتباطات عمیق است.
- وابستگی سالم: توانایی داشتن یک سیستم حمایتی، اعمال مرزها، و تشخیص زمان تبدیل شدن وضعیت به وابستگی بیش از حد و انجام تنظیمات لازم است.
«نسخه سالم وابستگی این است که بتوانید یک سیستم حمایتی داشته باشید، مرزها را اعمال کنید و متوجه شوید چه زمانی چیزی در حال تبدیل شدن به وابستگی متقابل است و تنظیماتی انجام دهید.»
فراتر از سبکهای دلبستگی
تاواب تأکید میکند که سبکهای دلبستگی ثابت و تغییرناپذیر نیستند و افراد میتوانند الگوهای رفتاری خود را تغییر دهند. اتکا صرف به غرایز هنگام مواجهه با صمیمیت، ممکن است ما را در الگوهای قدیمی نگه دارد. به جای واکنش غریزی برای نزدیکی بیشتر یا فاصله گرفتن، باید کنجکاوی در مورد محرکهای این واکنشها ایجاد کرد و انتخابهای متفاوتی را امتحان نمود. همچنین، هدف قرار دادن برابری ۵۰-۵۰ در همه جنبههای رابطه ممکن است غیرواقعی باشد، زیرا افراد در برآوردن نیازهای مختلف تواناییهای متفاوتی دارند.
«مردم فکر میکنند میتوانند صرفاً به دیگری بگویند، ‘اینها همه کارهایی هستند که تو باید برای بودن در یک رابطه با من انجام دهی.’ در واقعیت، اگر بخواهیم در آن روابط باشیم، باید خودمان نیز به شیوهای خاص حضور یابیم.»
در نهایت، بهترین معیار برای ارزیابی سلامت یک رابطه، احساسی است که آن رابطه در شما ایجاد میکند. اگر احساس امنیت، احترام و آزادی برای بیان خود داشته باشید و بتوانید حمایت بیرونی کسب کنید، آن رابطه سالم است، حتی اگر شامل درگیریها و اصطکاکهای گاه به گاه برای رشد باشد. گوش دادن به هشدارهای دوستان یا خانواده در مورد شریک زندگی نیز نباید نادیده گرفته شود، زیرا گاهی غرایز ما فقط به چیزهایی که برایمان آشنا هستند، واکنش نشان میدهند نه لزوماً چیزهای سازنده.
