نقل فعالیتهای ICE به حومه شهرها؛ چالشهای سازماندهی در مناطق کمتراکم
گزارشی از گسترش عملیات ICE به حومههای مینیاپولیس و مقاومت جامعه محلی؛ سختیهای سازماندهی در مناطق کمجمعیت و پراکنده در مقایسه با شهرهای بزرگ.

گسترش عملیات ICE به حومه شهرها و چالشهای مقاومت
گزارش حاضر به بررسی گسترش فعالیتهای سازمان اجرای مهاجرت و گمرک (ICE) از شهرهای پرتراکم مانند مینیاپولیس و سنت پل به مناطق حومهای کمتراکم در مینیاپولیس میپردازد. این تغییر مکان، سازماندهی معترضان و ناظران محلی را به شدت دشوار ساخته است. ساکنان حومهها، مانند لتی که ساکن مادامالعمر مینیاپولیس است، مشاهدات خود از حضور مأموران ICE در پارکهای کاروانی و مراکز تجاری کماهمیت را گزارش میدهند. چالش اصلی در این مناطق، پراکندگی جغرافیایی و تنوع دیدگاههای سیاسی است که در مقایسه با شهرهای کانون اصلی، که جمعیت عمدتاً چپگرا دارند، مانع از واکنش سریع و منسجم میشود.
فعالیتهای شبکههای کمک متقابل و پاسخ سریع در مینیاپولیس به دلیل تراکم بالا و دسترسی آسان به منابع، بسیار مؤثر بودهاند. فعالانی مانند گرت گانتلی اشاره میکنند که در شهر، یک پیام در چت سیگنال میتواند باعث شود دهها نفر در یک تقاطع حاضر شوند؛ امکانی که در حومههای پراکنده مانند لیکویل وجود ندارد. لتی مجبور است در حین گشتزنی، رفتوآمدها را زیر نظر بگیرد و حتی سوت هشدار خود را زیر لباس پنهان کند، زیرا برخلاف شهر، اطمینان ندارد که همه همسایگان حامی او باشند.
موانع و مقاومت در مناطق حومهای
در حالی که شهرهای دوقلو بهطور سنتی پایگاه دموکراتها بودهاند، مناطق حومه مانند شهرستان داکوتا شاهد رقابت نزدیکتری در انتخابات هستند. برای مثال، در لیکویل، نسبت رأیدهندگان به طور قابل توجهی به جمهوریخواهان نزدیکتر است. این وضعیت باعث میشود که افراد برای کمکرسانی محتاطتر باشند. اندی، که در شاکوپی در زمینه تحویل مواد غذایی از طریق شبکهی «همسایگان کمکرسان» فعالیت میکند، به سوءظن فزاینده جامعه مهاجر اشاره میکند؛ آنها از تماسهایی که برای دریافت کمک میگیرند، نگرانند که مبادا تلهای از سوی ICE باشد. ایجاد اعتماد در این محیط دشوار است.
در مناطقی مانند سنت کلود که اکثریت قاطع به ترامپ رأی دادند، وضعیت حتی وخیمتر است. اودری، یک فعال محلی، میگوید ناظران نه تنها باید مراقب ICE باشند، بلکه همسایگانی را نیز مشاهده میکنند که «خصمانه با ناظران برخورد کرده و حامی ICE هستند». این انزوای ایدئولوژیک و جغرافیایی باعث میشود که اعزام ناظران به مناطق دورافتاده پرخطر باشد، اما آنها همچنان به وظیفه خود عمل میکنند.
«ساختن اعتماد زمان میبرد. برخی از این همسایگان دو ماه است که بیکارند... و از بیرون رفتن وحشت دارند.» - اندی، ساکن شاکوپی
نقش سازمانهای مذهبی در امدادرسانی
با وجود موانع، تلاشهای جمعی همچنان ادامه دارد. کلیسای انجیلی «لا وینیا» در برنزویل، به عنوان نمونهای از امدادرسانی گسترده، بیش از ۸۱۸,۰۰۰ پوند غذا از زمان آغاز «عملیات طوفان مترو» توزیع کرده است. پاستور میگل آویلس گزارش میدهد که برخی از رانندگان امدادرسانی خود توسط ICE مورد آزار قرار گرفتهاند. در حالی که نیاز اولیه به غذا بود، اکنون پرداخت اجارهبها به دلیل طولانی شدن از دست دادن مشاغل، به اولویت اصلی تبدیل شده است.
حتی با اعلام رسمی پایان «عملیات طوفان» توسط مقامات، تغییر ملموسی مشاهده نشده، و آویلس تأکید میکند که بهبود شرایط از نظر روانی و جسمی پس از این عملیات، ماهها و شاید سالها طول بکشد. متأسفانه، برخی از خانوادههایی که تحت فشار این شرایط قرار گرفتهاند، مجبور به «خود-اخراجی» شده و کشور را ترک کردهاند، که این امر آسیبهای جبرانناپذیری بر جامعه باقی میگذارد.
«آنها میگویند ما به دنبال بدترین افراد میرویم. این درست نیست. اینها بهترینهای بهترینها بودند و ما دلتنگ آنها هستیم.» - پاستور میگل آویلس



