سیاستزدگی به جای علمورزی در جامعهشناسی ایران
مقالهای تحلیلی درباره چالشهای علوم اجتماعی در ایران از جمله نگاه گزینشی، نظریهزدگی، سیاستزدگی و ضعف نظام آموزشی که به مناسبت روز علوم اجتماعی نوشته شده است.
تحلیل چالشهای علوم اجتماعی در ایران
این مقاله به بررسی عمیق مشکلات و چالشهای پیش روی علوم اجتماعی در ایران میپردازد. در ابتدا به نگاه گزینشی جامعهشناسان ایرانی اشاره میکند که تنها به برخی مسائل اجتماعی واکنش نشان داده و پدیدههای مهمی مانند راهپیمایی اربعین را نادیده میگیرند. این رویکرد انتخابی، خود به یک مساله مهم در حوزه جامعهشناسی ایران تبدیل شده است.
سه گرایش تقلیلگرایانه
- نظریهزدگی و ترجمهزدگی: کاهش دانش به ابزار نظری صرف بدون توجه به مبانی پارادایمی
- پروژهزدگی و سیاستزدگی: تبدیل علم به کاسبی دولتی و تحلیلهای زیگزاگی
- دولتزدگی: تقلیل همه تحلیلها به نقش دولت و نادیده گرفتن عوامل دیگر
"مهمترین آسیب این پدیدهها، خدشهدار شدن تعهد علمی است"
ضعف نظام آموزشی
بیهویتی پژوهشی، نبود گفتوگوی علمی واقعی و همگرایی سیاسی به جای علمی از مهمترین مشکلات نظام آموزش عالی ایران محسوب میشود.
"در دانشگاههای ما هیچ اجتماع علمی حقیقی وجود ندارد"
این تحلیل نشان میدهد که جامعهشناسی ایران نیازمند بازتعریف هویت علمی و فاصله گرفتن از رویکردهای ایدئولوژیک و معیشتی است.




