میراث محمد یونس در بنگلادش پس از پایان دوره رهبری موقت
بررسی دوران رهبری موقت محمد یونس در بنگلادش، تلاشهای او برای اصلاحات و عدالت، و دیدگاههای متناقض مردم و رهبران سیاسی نسبت به کارنامه او.
میراث محمد یونس در دوران رهبری موقت بنگلادش
دوران محمد یونس، تنها برنده جایزه نوبل در بنگلادش، به عنوان رهبر موقت پس از سرنگونی شیخ حسینه در اوت ۲۰۲۴، یکی از غیرمعمولترین گذارهای سیاسی در تاریخ این کشور بود. یونس با اختیاراتی محدود اما آرمانهایی بلند، مسئولیت تثبیت کشوری متفرق را بر عهده گرفت؛ کشوری که پس از اعتراضات گسترده مردم در اوت ۲۰۲۴ شاهد بیش از ۱۴۰۰ کشته بود. مأموریت اصلی او بازگرداندن فرآیندهای انتخاباتی معتبر و ایجاد اجماع بر سر اصلاحاتی بود که مانع بازگشت حکومتهای اقتدارگرا شود و توازن قوا را میان نهادهای مختلف دولتی برقرار سازد. با این حال، این پرسش کلیدی مطرح است که آیا او دست مقتدری بود که کشور را از فروپاشی نجات داد، یا رهبری که در اجرای تغییرات ساختاری مورد نیاز جنبش مردمی کوتاهی کرد.
رهبران دانشآموزی که پیشگام این خیزش بودند، بر وجهه جهانی یونس به عنوان اقتصاددان برجسته و سابقه او به عنوان رهبر جامعه مدنی تأکید داشتند. آنها معتقد بودند که در آن لحظه، کشور به فردی «مورد قبول همه» نیاز داشت تا از سقوط اقتصادی جلوگیری شود. با وجود حمایت اولیه، احساس «فرصت از دست رفته» بر بسیاری از حامیان او سایه افکنده است. برخی رویای یک «دولت وحدت ملی» را داشتند و انتظار «اصلاحات اساسی» در ساختار دولت را داشتند که محقق نشد. در عین حال، منتقدان معتقدند که دولت غیرمنتخب او بیش از حد تلاش کرد که اصلاحات زیادی را در زمانی کوتاه پیش ببرد.
تلاش برای عدالت و اصلاحات ساختاری
دولت موقت یونس یکی از جاهطلبانهترین و مورد مناقشه ترین درایوهای اصلاحی را در تاریخ بنگلادش رهبری کرد. این دولت با تکیه بر کارشناسان، شکستهای حکومتی را مستند کرده و راهحلهای ساختاری را پیش از برگزاری انتخابات عمومی پیشنهاد داد. حامیان این روند را «قصهگویی دیر شده» میدانند، در حالی که منتقدان آن را اقدامی بیش از حد توسط یک دولت انتصابی قلمداد میکنند. تمرکز اصلی بر دستگاه قضایی بود که طی دوره حسینه متهم به سرکوب سیستمی بود؛ دستگاه قضایی تحت رهبری یونس نقش مستقلتری گرفت و محاکمه چند ژنرال و افسر پلیس implicated در سوءاستفادههای گذشته را آغاز کرد. حتی شیخ حسینه به اتهام جنایت علیه بشریت به غیاب محکوم شد.
یکی از حساسترین ابتکارات یونس، مقابله با موضوع ناپدید شدن اجباری افراد و بازداشتهای مخفیانه در دوره حسینه بود. کمیسیون تحقیق در این زمینه، شکایات متعددی را مستند کرد و هویت قربانیان را شناسایی نمود. این اقدام نشان داد که جنایات تحت حکومت حسینه «سیستماتیک» بوده است. با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند که کمیسیون میتوانست مأموریت گستردهتری شبیه کمیسیونهای حقیقت و آشتی در آرژانتین پس از دیکتاتوری داشته باشد.
رفراندوم بر سر اصلاحات و میراث چندوجهی
یونس تلاش کرد تا با برگزاری یک رفراندوم ملی همزمان با انتخابات ۱۲ فوریه، درباره توصیههای کلیدی اصلاحی، اجماع سیاسی ایجاد کند. اگر رایدهندگان منشور پیشنهادی را تأیید میکردند، پارلمان بعدی مسئول اجرای آن میشد. این عدم قطعیت، میراث او را تعریف میکند.
«او در لحظهای که بنگلادش میتوانست از هم بپاشد، رهبری کرد. تاریخ قضاوت خواهد کرد که چه چیزی پس از رفتن او باقی میماند.»
بنگلادش نشنلیست پارتی (BNP) و دیگر احزاب سیاسی درباره میراث یونس منقسم هستند؛ برخی معتقدند دولت غیرمنتخب نباید تا این حد به اصلاحات پیش میرفت و بخشی از این موارد باید به دولت منتخب واگذار میشد.
«در کشوری کور، آینه ارزشی ندارد. چگونه یک نفر میتوانست این همه کار را در چنین مدت کوتاهی انجام دهد؟»
در نهایت، در حالی که یونس در تثبیت کشور و پیشبرد برخی اقدامات قضایی موفق بود، در برابر مقاومتهای بوروکراتیک و دستیابی به اجماع سیاسی مورد نظر دانشجویان، با چالشهایی مواجه شد. دوره او، هرچند کوتاهمدت، یادآور تلاش برای برقراری عدالت در یک محیط به شدت قطبیشده خواهد بود.


