بررسی بزرگ آثار سورئال لئونورا کارینگتون در پاریس
نمایشگاه بزرگ در موزه لوکزامبورگ به بررسی هشت دهه فعالیت هنری لئونورا کارینگتون، هنرمند بریتانیایی-مکزیکی، میپردازد و بر سورئالیسم باطنی او تمرکز دارد.
مروری بر سورئالیسم باطنی لئونورا کارینگتون در پاریس
نمایشگاهی بزرگ در موزه لوکزامبورگ پاریس به تکاپوهای هنری لئونورا کارینگتون (۱۹۱۷-۲۰۱۱)، هنرمند بریتانیایی-مکزیکی، اختصاص یافته است. آثار کارینگتون مملو از تصاویری رؤیایی شامل خدایان چندسر، ضیافتهای جنگلی عجیب، گیاهانی با چهرههای پریمانند و جهانهایی شناور بر پشت حیوانات است. او که از خانوادهای مرفه در لانکشر برخاسته بود، به شدت مجذوب مفهوم «دیگری» بود و در افسانههای پریان و داستانهای عامیانه افرادی چون بیتریس پاتر و لوئیس کارول غوطهور شد و در برابر انتظارات سختگیرانه زنان طبقه بالا در انگلستان طغیان کرد.
سفر او به پاریس، قلب جنبش سوررئالیسم در نیمه اول قرن بیستم، نقطه عطفی در مسیر هنری او بود؛ جایی که با بزرگان این جنبش مانند خوان میرو، سالوادور دالی و آندره برتون همعقیده شد. کارینگتون همچنین رابطه عاشقانهای با ماکس ارنست، هنرمند آلمانی، برقرار کرد که بر کار هر دو تأثیر گذاشت. لازم به ذکر است که هنرمندان زن این جنبش گاهی با عنوان تحقیرآمیز “femme enfants” یا “زنان کودک” خوانده میشدند، در حالی که کارینگتون خود اظهار داشت: “وقت نداشتم که موزه کسی باشم… بیش از حد مشغول سرپیچی از خانوادهام و آموختنِ هنرمند بودن بودم.”
پس از مهاجرت به مکزیک برای فرار از آشفتگی جنگ جهانی دوم، کارینگتون و رامیدوس وارو، نقاش اسپانیایی، دوستی عمیقی پیدا کردند و علایق مشترکی در آشپزی، کیمیاگری و نیروهای کیهانی داشتند. آثار آنها با وجود نقاشی جداگانه، اشتراکاتی در پرداختن به موضوعات باطنی و رازآلود دارد. کارینگتون به طور خاص به ایدههای دگرگونی علاقهمند بود، و فضاهای خانگی مانند آشپزخانه یا اتاق خواب را به صحنههایی مملو از جادو، هیبت و لذت تبدیل میکرد.
این نمایشگاه که شامل نقاشیها و طراحیهای متعددی از سراسر دوران فعالیت اوست، فرصتی عالی برای درک عمق نگاه سوررئالیستی و تجربیات زیسته این هنرمند برجسته فراهم میآورد.
ویژگیهای اصلی آثار لئونورا کارینگتون
- سوررئالیسم باطنی: تمرکز بر کیمیاگری، افسانهها و مضامین ماورایی.
- فرار از سنت: طغیان علیه انتظارات طبقات بالای جامعه انگلستان.
- تأثیر همکاران: نزدیکی و تأثیر متقابل با هنرمندانی چون ماکس ارنست و رامیدوس وارو.
- خانگیسازی جادو: استفاده از فضاهای روزمره (آشپزخانه، اتاق خواب) به عنوان بستری برای عناصر جادویی.
- سفر و الهام: جذب از فرهنگهای گوناگون و آثار هنری کلاسیک در طول مهاجرتها.
«من وقت نداشتم موزه کسی باشم… بیش از حد مشغول سرپیچی از خانوادهام و آموختنِ هنرمند بودن بودم.»
آثار او تصویری پیچیده از زن بودن، شورش و جستجوی معنوی در جهانی پر از تغییرات عمده ارائه میدهد.
این مرور کلی بر هشت دهه فعالیت هنری کارینگتون در موزه لوکزامبورگ، جایگاه او را نه تنها به عنوان عضوی از جنبش سوررئالیسم، بلکه به عنوان یک صدای مستقل و منحصر به فرد در هنر مدرن تثبیت میکند.



