بررسی بهترین مجموعههای شعر منتشر شده اخیر
نقد و بررسی شش مجموعه شعر جدید شامل آثار بلیک موریسون، آرتور سز، کارن مککارتی وولف، جان بریمن، سایمون مادل و آلیا کوبوشکو.
مروری بر بهترین مجموعههای شعر معاصر
مجموعههای شعر اخیر مجموعهای متنوع از صداها و دغدغهها را به نمایش میگذارند، که نشان میدهد شعر همچنان عرصهای زنده برای تأملات عمیق و مشاهده دقیق است. بلیک موریسون، که بیشتر به عنوان خاطرهنویس شناخته میشود، پس از یازده سال با مجموعه «Afterburn» بازگشته است؛ اثری که در آن میان سبک غنایی تقطیر شده و مشاهدات نافذ، موضوعاتی از عدالت اجتماعی و سیاسی تا بزرگداشت قهرمانان شعری مانند الیزابت بیشاپ را پوشش میدهد. او با کنترل و هدفمندی، حسی از حرکت عمیق را در خواننده ایجاد میکند و نشان میدهد که هنوز «عاشق زندگی» است.
در همین حال، آرتور سز، برنده جایزه شاعر کهنهکار ایالات متحده، با «Into the Hush» اولین حضور خود در بریتانیا را تجربه میکند؛ مجموعهای که تصویری درخشان و شکننده از جهان در برابر تخریب اکولوژیک ترسیم میکند. اشعار او بیشتر شبیه برجستهسازیهای نقاشانه هستند تا سازماندهی صوتی، و با خطوط یکنفسه که به خط فاصله ختم میشوند، سکوتی وهمآور را القا میکنند که گویی جهان و جسم در آن ناپدید میشوند.
کارن مککارتی وولف در «Unsafe» به بررسی تأثیر سرمایهداری بر بدنها و مناظر میپردازد. این مجموعه که با صراحت و کمینهگرایی نوشته شده، با عکسهایی از سرهای عروسکهای خرد شده و دوربینهای مداربسته همراه است. وولف با کاوش در معنای خالکوبیها، تلاش میکند تا بر عاملیت بدن تأکید کند، و اخلاق زیستمحیطی را به قلمروی انسانی و معماری گسترش میدهد.
مجموعه «Only Sing» نیز به جان بریمن اختصاص دارد که مجموعهای از «Dream Songs» منتشر نشده را برای علاقمندان و تازهواردان به ارمغان آورده است. این اشعار، گویشی قوی و موسیقی دقیق را به نمایش میگذارند که شخصیت «هنری» را به عنوان یک مرد سفیدپوست عصبی و متعصب آمریکایی دستنخورده باقی میگذارد، اما در عین حال، بریمن را به عنوان استادی مسلط بر ساختار خط و مرتعش کننده صفحه اثبات میکند.
دیگر آثار برجسته
- سایمون مادل با «Lamping Wild Rabbits» به قلمروی فقدان و صداقت وارد میشود. اشعار او خاطراتی تبآلود از میل و شرم را در بر میگیرند و در مورد موضوعاتی چون HIV و تحول معصومیت با نگاهی توصیفی غنی بیان میشوند.
- آلیا کوبوشکو در «Dream Latitudes» یک اثر بسیار عجیب خلق میکند. اشعار او مانند آهنگهایی هستند که با حوادث موسیقیایی تغییر میکنند و فضایی معلق و میان رویا و بیداری ایجاد میکنند که از کلمات کلیشهای مانند «میدانها، خوابها، پرندگان» با موسیقی تسخیرکنندهای استفاده میکند.
بلیک موریسون مینویسد: «من هنوز قادر به عاشق بودن هستم.» این یک شاعر است که به وضوح هنوز عاشق زندگی است.
آرتور سز میپرسد: «در این سپیدهدم چه چیزی متعلق به توست؟» شاید هیچ چیز، زیرا «زمانی که خطوط همگرا میشوند، خطوط واگرا میشوند.»
این مجموعه از نقدها تأییدی بر این موضوع است که شعر امروز، چه از راه بازگشت شاعران شناخته شده باشد و چه از راه صداهای تازهای که قواعد را زیر پا میگذارند، همچنان به عنوان مرزبانان بین نظم و بینظمی وجود ما باقی مانده است.

