تحلیل مذاکرات ایران و آمریکا: گفتوگو یا تشدید تنشها؟
محمد سلطانینژاد، استاد دانشگاه، تفاوت ادراکی ایران و آمریکا درباره ماهیت مذاکرات را تشریح کرده و به ابعاد هستهای، موشکی و منطقهای اختلافات اشاره میکند.

ارزیابی مذاکرات ایران و آمریکا توسط سلطانینژاد
در شرایط کنونی، هم مذاکره و هم جنگ دو واقعیت محتمل پیش روی ایران و آمریکا قرار دارند. محمد سلطانینژاد، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی، معتقد است که همزمان با فراهم شدن مقدمات مذاکره، جنگ نیز بهعنوان یک واقعیت بالقوه مطرح است. این وضعیت، که در آن مقامات دو کشور از مذاکره سخن میگویند، نیازمند تحلیل دقیق ماهیت رویکردهای طرفین است. عملکرد آمریکا بر این اصل استوار است که از ابزار قدرت نظامی برای دستیابی به اهداف سیاسی خود استفاده کند، به طوری که جنگ ابزاری برای اعمال فشار دیپلماتیک محسوب میشود. محورهای اصلی مطالبات آمریکا شامل پرونده هستهای ایران، برنامه موشکی و سیاستهای منطقهای است، با هدف وادار کردن ایران به پذیرش شروط مورد نظر واشنگتن.
تفاوت بنیادین در ادراک مذاکرات
بزرگترین چالش در مسیر مذاکرات، تفاوت ادراکی میان ایران و آمریکا در مورد ماهیت و کارکرد گفتوگوهاست. از دیدگاه ایران، موضوعات مورد بحث باید حاصل یک فرآیند مذاکراتی باشند که طرفین در نهایت به یک نقطه توافق قابل اتکا برسند. در مقابل، رویکرد آمریکا معکوس تعریف میشود؛ ابتدا ایران باید نتایجی که آمریکا مدنظر دارد را بپذیرد و سپس مذاکرات صرفاً برای چارچوب اجرایی آن نتایج برگزار گردد. این اختلاف بنیادی، تردیدهای جدی در مورد امکان دستیابی به نتیجه ایجاد میکند. علاوه بر این، طرح مسئله برنامه موشکی ایران از سوی آمریکا، در حالی که ایران آن را اساساً غیرقابل مذاکره میداند، از دیگر محورهای اختلاف کلیدی است.
- در حال حاضر، امکان محدود کردن دامنه مذاکرات به موضوع هستهای (مشخصاً وضعیت اورانیوم غنیشده ۴۰۰ کیلوگرمی) وجود دارد.
- در ساختار تصمیمگیری آمریکا، دو نگاه وجود دارد: رویکرد پلهای (ابتدا هستهای و سپس سایر مسائل) و رویکرد بسته واحد (مذاکره همزمان همه موضوعات)؛ که اولی شانس بیشتری برای اجرا دارد.
- ایران ورود به مسائل ثانویه در مرحله فعلی را مسدود میداند و آمریکا نیز از عواقب غیرقابل پیشبینی حمله نظامی محتاط است.
- در دور قبلی مذاکرات، مسائلی مانند طرح کنسرسیوم از سوی آمریکا با مخالفت ایران مواجه شد و مذاکرات عملاً به بنبست رسید.
- اگر آمریکاییها به این نتیجه برسند که هدف ایران از مذاکره صرفاً خرید وقت است و اقدامی برای امتیازات بزرگ صورت نگیرد، احتمال وقوع جنگ به طور جدی افزایش خواهد یافت.
«میان ایران و آمریکا تفاوت ادراکی مهمی درباره ماهیت و کارکرد مذاکرات وجود دارد. از نگاه ایران، موضوعاتی که آمریکا مطرح میکند میتوانند حاصل فرایند مذاکره باشند؛ به این معنا که دو طرف وارد گفتوگو شوند و در نهایت به نقطهای قابل اتکا و مورد توافق برسند اما از نگاه آمریکا، روند بهصورت معکوس تعریف میشود؛ ابتدا ایران باید نتایجی را که آمریکا مدنظر دارد بپذیرد و سپس مذاکرات صرفا برای تعیین چارچوب اجرایی آن نتایج برگزار شود.»
علی اکبر صالحی نگرانی خود را موضعگیریهای نابهنگام داخلی و شیطنتهای بازیگران خارجی در مسیر فرصتسوزی مذاکرات اعلام کرده است.
در مورد حادثه سرنگونی پهپاد ایرانی، سلطانینژاد وزن بالایی برای آن قائل نیست و آن را در چارچوب ترکیب دیپلماسی و حفظ فضای تهدید مشترک تحلیل میکند؛ اقدامی که نشان دهنده اشراف اطلاعاتی ایران و توان مقابله آمریکا است و فعلاً هر دو طرف در وضعیت کنترل تنش به سر میبرند.




