خطر بزرگ: بلومبرگ هشدار میدهد ترامپ برنامه روشنی در قبال ایران ندارد
تحلیل بلومبرگ از سیاستهای ترامپ در قبال ایران: خطر اصلی، نبود «برنامه نهایی» و تکیه بر قدرت نظامی بدون درک پیامدهاست؛ ناهماهنگی با اهداف اسرائیل.
تحلیل بلومبرگ درباره سیاستهای ترامپ در قبال ایران
تحلیلی منتشر شده در بلومبرگ نسبت به رویکرد دونالد ترامپ در قبال ایران هشدار جدی میدهد و بزرگترین خطر فعلی را فقدان یک «برنامه نهایی روشن» برای اقدامات احتمالی علیه تهران میداند. مارک چمپیون، نویسنده ستون، تأکید میکند که پرسش اصلی این نیست که واشنگتن چه اقدامی خواهد کرد، بلکه میزان شناخت آمریکا از ایران و پیامدهای بیثباتسازی کشوری با ۹۰ میلیون نفر جمعیت برای منطقه، ترکیه و کشورهای خلیج فارس است. نویسنده این رویکرد را به "چکش" تشبیه میکند که به دنبال میخ میگردد، یعنی استفاده از قدرت بدون داشتن هدف مشخص.
چمپیون خواستههای ترامپ را «پراکنده و نامنسجم» توصیف میکند؛ این مطالبات شامل توقف سرکوب معترضان، برچیدن برنامه هستهای، محدودسازی موشکهای بالستیک و توقف حمایت ایران از نیروهای نیابتی است. این ابهام، هم تهران و هم جامعه بینالمللی را در سردرگمی قرار داده است. نویسنده بهشدت نسبت به «غرور» رهبران آمریکایی هشدار میدهد؛ غروری که این توهم را ایجاد میکند که قدرت نظامی به تنهایی میتواند واقعیتهای سیاسی کشورها را تغییر دهد. اتکا به کانالهای اطلاعاتی ثانویه، مانند اسرائیل، برای درک پیچیدگی واکنشهایی مانند عملکرد سپاه پاسداران یا مردم ایران به حملات هوایی ناکافی است و آمادگی لازم برای مواجهه با پیامدها را فراهم نمیکند.
- واشنگتن باید اهداف خود در قبال ایران را اولویتبندی کند: دستیابی به توافق هستهای یا تغییر رژیم.
- اهداف اسرائیل (سرنگونی دولت) لزوماً با منافع ایالات متحده همسو نیست؛ اسرائیل تهدید را «وجودی» میبیند.
- آمریکا باید ثبات منطقه را مد نظر قرار دهد، برخلاف اسرائیل که حاضر است برای اهدافش بهایی سنگین بپردازد.
- نگرانی متحدان منطقهای مانند ترکیه (موج پناهجویی) میتواند پیامدهای فروپاشی ایران باشد.
- شکستهای تاریخی واشنگتن در افغانستان و عراق باید یادآوری شود که اثبات میکند صرف نیروی نظامی برای تغییر واقعیت سیاسی کافی نیست.
«بزرگترین خطر این است که با وجود همه این مخاطرات، احتمالاً ترامپ «برنامه نهایی» روشنی ندارد و شاید قدرت آمریکا را همچون «چکشی» در دست گرفته که بهدنبال میخ میگردد.»
«آیا غرور ترامپ با یک توافق هستهای ارضا خواهد شد؟ یا اینکه واشنگتن سطح تنش را بالا خواهد برد و سپس بدون محاسبه پیامدهای پس از حمله، ماشه را خواهد چکاند؟»
در نهایت، نویسنده نتیجه میگیرد که عدم درک صحیح از پیچیدگیهای داخلی و منطقهای ایران و اتکا به قدرت نظامی بدون طرحی شفاف، ریسک بزرگی را متوجه منطقه و سیاست خارجی آمریکا میکند. پذیرش محدودیتهای دانشی و تعیین اهداف مشخص، تنها راه خروج از این بنبست اطلاعاتی خطرناک است.


