یادداشتهای علم در تیر ۱۳۵۲: دستور شاه به علم برای حل شایعه ازدواج
مذاکرات اسدالله علم با شاه درباره شایعه ازدواج سلطنتی و تأکید شاه بر لزوم رسیدگی به این موضوع جنجالی، در یادداشتهای ۲۷ تیر ۱۳۵۲.
یادداشتهای محرمانه اسدالله علم درباره شایعات سلطنتی
اسدالله علم، یکی از مهمترین چهرههای سیاسی دوران محمدرضا شاه پهلوی، که از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ وزیر دربار بود، در یادداشتهای روزانهاش به مسائل حساس و پشت پرده دربار میپرداخت. یکی از این مسائل که در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۵۲ به آن اشاره شده، نگرانی شخص شاه از شایعات مربوط به ازدواج جدید ایشان است. علم در این روز گزارشی مفصل از مذاکرات خود با فردی به نام “فریده خانم” به شاه ارائه میدهد و تأکید میکند که با وجود پاسخ قاطع او، شایعات همچنان به ضرر دربار است. در پاسخ به این نگرانی، شاه به علم دستور میدهد: “برو فکری بکن”. این واکنش نشاندهنده حساسیت شاه نسبت به تصویر عمومی و همچنین ناراحتی او از دخالت افراد ناخوشایند در امور شخصیاش است، زیرا علم اظهار داشته بود: “این دخترهای بی سر و پا را که هرکسی معرفی میکند، بالاخره این زحمتها را راه میاندازند.”
بررسی وضعیت افغانستان و شایعات دربار
در ادامه این یادداشتها، علم اشاره میکند که بخشی از صبح روز چهارشنبه صرف بررسی تحولات افغانستان و مسأله قدرت گرفتن “داود” شده بود. این موضوع نشان میدهد که مسائل منطقهای و امنیت سیاسی همواره در دستور کار نخستین دیدار علم و شاه قرار داشته است. با این حال، محور اصلی گفتگو در شام همان روز، دوباره به ازدواج شاهنشاه بازگشت. علم با تعجب مینویسد که صحبت خصوصی مدعوین، از جمله ملکه پهلوی، درباره همین شایعه ازدواج بود و او احساس میکرد که “مثل اینکه همه دیوانه شده اند”. این اشاره تلویحی نشان میدهد که شایعات نه تنها در بیرون دربار، بلکه در حلقه نزدیکان سلطنت نیز به یک موضوع داغ تبدیل شده بود.
- نقش علم: اسدالله علم به عنوان وزیر دربار، وظیفه داشت تا از حیثیت خاندان سلطنتی دفاع کرده و مسائل حساس شخصی شاه را مدیریت کند.
- حساسیت شاه: واکنش شاه مبنی بر “ناراحتی” و دستور فوری برای چارهجویی، اهمیت کنترل روایتهای عمومی و خصوصی را نشان میدهد.
- مدیریت شایعات: اشاره به “دخترهای بی سر و پا” نمایانگر تلاش دربار برای جلوگیری از معرفی گزینههای نامناسب برای ازدواج سلطنتی توسط واسطهها بود.
- موضوعات موازی: همزمان با مسائل شخصی، تحولات سیاسی منطقهای مانند اوضاع افغانستان نیز مورد بحث و پیگیری قرار میگرفت.
علم در خصوص شایعه ازدواج به شاه گزارش میداد: “من جواب محکم دادم، ولی به هر حال این شایعه بسیار بد است.”
در شام همان روز، علم با تعجب شاهد بود که: “صحبت تمام از افغانستان بود و صحبت خصوصی مدعوین، منجمله خود علیا حضرت ملکه پهلوی، ازدواج شاهنشاه! یعنی چه؟ مثل اینکه همه دیوانه شده اند.”
این یادداشتها، نمایانگر گوشهای از تلاش دستگاه حکومتی برای حفظ پرستیژ سلطنت در برابر فشارهای اجتماعی و شایعات داخلی در اواسط دهه پنجاه شمسی است. مدیریت روابط عمومی و خصوصی دربار، یکی از چالشهای اصلی اسدالله علم در طول دوران وزارت خود بود.

