سیاست مهاجرتی سختگیرانهتر کانادا کشور را دو قطبی کرده است
کانادا با کاهش شدید جمعیت روبهرو است و دولت با سختگیری در سیاستهای مهاجرتی به دنبال کاهش فشار بر زیرساختها است؛ اقدامی که با مخالفت گسترده مواجه شده است.

سیاست جدید مهاجرتی کانادا و شکاف اجتماعی
کشور کانادا در حال تجربه یک دگرگونی جمعیتی تاریخی است؛ طبق آمار استاتیستیک کانادا، این کشور شاهد شدیدترین کاهش جمعیت خود از زمان جنگ جهانی دوم است. دلیل اصلی این پدیده، تشدید بیسابقه سیاستهای مهاجرتی پس از سالها رویه باز در دوره نخستوزیری سابق، جاستین ترودو، میباشد. مقامات دولتی این سیاستهای سختگیرانهتر را با هدف «کاهش فشار بر مسکن، خدمات عمومی و زیرساختها» توجیه میکنند. این تغییر رویکرد، بهویژه پس از کاهش چشمگیر تعداد دانشجویان خارجی و کارگران موقت، باعث ایجاد مباحثات و اختلافات عمیقی در سراسر کشور شده است. کارگران ماهر که دستور ترک کشور را دریافت کردهاند، احساس «خیانت» میکنند و اقدام به شکایت قضایی علیه دولت نمودهاند، و از سوی مقامات محلی حمایت میشوند. این وضعیت، مناقشهای جدی را پیرامون آینده اقتصادی و جمعیتی کانادا رقم زده است.
پیامدهای اقتصادی و حقوقی
تصمیم دولت برای کاهش مهاجرت، واکنشهای شدیدی را به دنبال داشته است. اتحادیههای کارگری و سازمانهای تجاری در کانادا این برنامه را «خودکشی اقتصادی» قلمداد کرده و نسبت به کمبود نیروی کار هشدار دادهاند. این امر نشاندهنده تضاد بین نیازهای جمعیتی دولت و واقعیتهای بازار کار است. در همین حال، مناطقی مانند کبک نیز ممکن است تحت تأثیر این تغییرات قرار گیرند، زیرا سیاستهای مهاجرتی منطقهای نیز در این کشور اهمیت دارند.
- تأثیر مستقیم سیاست جدید بر کاهش تعداد دانشجویان بینالمللی و کارگران موقت.
- مخالفت گسترده سازمانهای تجاری و اتحادیههای کارگری با رویکرد دولت.
- احساس «خیانت» میان مهاجرانی که برای کار و زندگی در کانادا برنامهریزی کرده بودند.
- هدف اعلام شده دولت: کاهش فشار بر زیرساختها و بازار مسکن.
- گزارشهایی مبنی بر رویارویی قانونی کارگران اخراجی با دولت فدرال.
کارگران ماهر که مجبور به ترک کشور شدهاند، شدیداً احساس «خیانت» کرده و دولت را به دادگاه کشاندهاند.
سازمانهای تجاری و اتحادیههای کارگری این برنامه را «خودکشی اقتصادی» نامیدهاند.
در نهایت، این سیاست مهاجرتی سختگیرانهتر، یک شکاف سیاسی و اجتماعی عمیق در کانادا ایجاد کرده است. در حالی که دولت تلاش میکند تا تعادل جمعیتی و فشارهای زیرساختی را مدیریت کند، تبعات منفی آن بر اقتصاد و بخش زیادی از جمعیت مهاجر آشکار شده است. موضوع میزان تأثیر این سیاست بر آینده اقتصادی منطقه آمریکای شمالی و نقش شخصیتهایی مانند Mark Carney در اقتصاد کلی، همچنان مورد بحث باقی خواهد ماند.


