نظریه جدید درباره مرکز کهکشان؛ چالش کشیدن باور سیاهچاله ابرپرجرم
پژوهشگران اسپانیایی دانشگاه کادیز نظریهای انقلابی ارائه کردهاند که وجود سیاهچاله ابرپرجرم در مرکز کهکشان راه شیری را زیر سوال میبرد و آن را تودهای چگال از ماده تاریک میداند.
نظریه جایگزین برای هسته کهکشان راه شیری
یکی از بزرگترین معماهای کیهانشناسی مربوط به مرکز کهکشان راه شیری ما، یعنی کمان ای* (Sgr A*)، با انتشار یک تحقیق انقلابی از پژوهشگران اسپانیایی دانشگاه کادیز، به چالش کشیده شده است. باور دیرینه دانشمندان بر وجود یک سیاهچاله ابرپرجرم در قلب کهکشان استوار بود؛ با این حال، این فرضیه اکنون با مدلی کاملاً جدید روبرو شده است. این تحقیق که در نشریه معتبر Physical Review Letters منتشر شد، ماهیت هسته کهکشانی ما را دچار بازنگری کرده است. اسپانیاییها پیشنهاد میکنند که مرکز کهکشان ما در واقع «تودهای چگال از ماده تاریک فرمیونی» است، نه یک سیاهچاله سنتی که نور را میبلعد و فضا-زمان را به شکلی شدید خم میکند.
این مدل جایگزین سعی دارد یکی از پارادوکسهای مهم اختر فیزیک، یعنی پارادوکس رشد سیاهچاله (چگونگی رسیدن به ابعاد ابرپرجرم در بازه زمانی کیهانی)، را حل کند. طبق این نظریه، توده ماده تاریک در طول میلیاردها سال به جرم و ابعاد مشاهدهشده Sgr A* رسیده است. این تغییر پارادایم، درک ما از دینامیک داخلی هسته کهکشانها و نقش ماده تاریک نهایی را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. این پژوهشگران همچنین کمان ای* را نه یک سیاهچاله، بلکه یک «ستاره بوزون ماده تاریک» میدانند که نیروهای گرانشی مورد نیاز برای توجیه حرکت ستارگان اطراف هسته را فراهم میآورد.
- نظریه سنتی وجود سیاهچاله ابرپرجرم در مرکز (Sgr A*) را نفی میکند.
- مدل جدید پیشنهاد میکند مرکز کهکشان از ماده تاریک فرمیونی متراکم تشکیل شده است.
- این فرضیه، پارادوکس رشد سیاهچالههای ابرپرجرم را راهحلی برای آن ارائه میدهد.
- کمان ای* در این نظریه نوین به عنوان یک ستاره بوزون ماده تاریک تفسیر میشود.
- این یافته، نیاز به بازنگری اساسی در مدلهای رایج ساختار و تکامل کهکشانها را مطرح میکند.
“باور دیرینه وجود سیاهچاله ابرپرجرم در قلب کهکشان راه شیری اکنون به چالش کشیده شده است.”
“این توده چگال، حرکت ستارگان اطراف هسته را توجیه کرده و برخلاف سیاهچاله واقعی، نور را نمیبلعد.”
این نظریه ماده تاریک به عنوان ساختار اصلی هسته کهکشانی، دریچهای جدید به سوی فیزیک ناشناخته موجود در اعماق فضا گشوده است. اگر این مدل صحت یابد، محاسبات مربوط به جرم سیاهچاله مرکزی و تأثیر آن بر پدیدههای کیهانی باید به کلی مورد بازنگری قرار گیرند و اهمیت ماده تاریک در ساختارهای کهکشانی بیش از پیش نمایان خواهد شد.


