تحلیل جدید: نقش اینفراساوند در تغییر هوشیاری در اهرام مصر باستان
بررسی نظریههای جدید در مورد اینکه چگونه امواج اینفراساوند (صوت با فرکانس پایین) ممکن است توسط سازندگان اهرام مصر باستان برای القای حالات تغییریافته هوشیاری در افراد استفاده شده باشد.
نظریه تأثیر اینفراساوند بر هوشیاری در اهرام مصر
تحقیقات اخیر بر این فرض متمرکز شدهاند که آیا سازندگان اهرامی مصر باستان از پدیدههای صوتی، به ویژه اینفراساوند (امواج صوتی با فرکانس پایین)، برای تأثیرگذاری بر حالت هوشیاری بازدیدکنندگان یا کاهنان استفاده کردهاند. اینفراساوند به دلیل توانایی خود در تأثیر مستقیم بر مغز انسان و ایجاد احساساتی نظیر اضطراب، پارانویا، ترس، یا حتی حس جداشدگی از واقعیت شناخته شده است. این حالات میتوانند به عنوان حالات تغییر یافته هوشیاری تعبیر شوند که یکی از اهداف مهم تشریفات مذهبی و مراقبههای باستانی بوده است. این نظریه مطرح میکند که طراحی دقیق معماری اهرام، بهویژه هرم بزرگ جیزه، ممکن است عامدانه به گونهای بوده باشد که این امواج را به شکلی کنترلشده تولید کند.
طراحی معماری و القای حالتهای خاص
نظریهپردازان به نقاط خاصی در هرمها اشاره میکنند که ممکن است برای این منظور طراحی شده باشند. یکی از این نقاط کلیدی، دالان بنبست (Dead-End Passage) در هرم بزرگ است. نویسندگانی چون اندرو کالینز معتقدند که ساختار باریک این دالان، که فرد را مجبور به نشستن یا دراز کشیدن در حالت مراقبه میکند، هدف مشخصی داشته است: آمادهسازی فرد برای دستیابی به حالت تغییریافته هوشیاری. این حالت میتوانست از طریق تلفیق مدیتیشن عمیق و تقویت آن با اینفراساوند ذاتی سازه به دست آید. موقعیت این دالان زیر مرکز ساختار، ارتباط آن با اهداف کیهانی فرعون پس از مرگ را تأیید میکند.
- طراحی ساختاری برای تولید امواج صوتی هدفمند در گذرگاههای مشخص.
- تأثیر اینفراساوند بر فیزیولوژی انسان شامل القای احساسات شدید مانند ترس یا نشئگی.
- استفاده از دالانهای باریک برای تشویق به مراقبه طولانیمدت در شرایط فعالسازی پایین مغزی.
- ارتباط این فرآیندها با اعتقادات کیهانی مصریان درباره سفر روح فرعون به ستارگان.
اندرو کالینز بیان میکند که تنها کارکرد محتمل این دالان، مکانی برای فردی (کاهن یا مراقبهکننده) بوده تا برای دستیابی به نوعی حالت تغییر یافته هوشیاری مستقر شود.
سفر کیهانی و تولد دوباره در اسطورهها
بر اساس متون هرمهای مصری، هدف نهایی روح فرعون پس از مرگ تبدیل شدن به خدای اوزیریس و اتحاد مجدد با خدایان دیگر در جهان آسمانی بود. این صعود شامل رفتن به صورت فلکی شکارچی و سپس عبور از کهکشان راه شیری به جانب صورت فلکی دجاجه (Pleiades) بود که به عنوان دروازه جهان آسمانی تلقی میشد. این فرآیند تولد دوباره در “رحم مادر اوزیریس” (الهه آسمان نات) رخ میداد. اگر کاهنان مصری با استفاده از اینفراساوند به حالات تغییر یافته هوشیاری دست مییافتند، احتمالاً هدفشان تسهیل این سفر کیهانی نمادین و نظارت بر تحول فرعون به یک خدا بوده است.
شواهد موجود به شدت نشان میدهند که کاهنان مصری از شرایط محیطی صدای پایین برای تسهیل انتقالهای ذهنی خود به منظور نظارت بر تولد دوباره فرعون به عنوان یک خدا استفاده میکردند.
در نهایت، این نظریه نشان میدهد که دانش مصریان باستان از آکوستیک و تأثیرات فیزیولوژیکی آن، اگرچه شاید به شکل علمی امروزی نبود، اما برای اهداف دینی و تشریفاتی بسیار پیشرفته و هدفمند بوده است.


