آرمان، مطالبات، آرزو: همسازی آرزوهای صنفی به جای ایدئولوژیهای زورآور
تحلیل محمدجواد غلامرضا کاشی از تحول گفتمان سیاسی ایران از آرمانهای ایدئولوژیک به مطالبات منفعتطلبانه و پیشنهاد «آرزو» به عنوان نیروی جمعی معتدلتر. نقش روشنفکران در همسازی آرزوهای صنفی مختلف جامعه بررسی میشود.

تحول گفتمان سیاسی ایران: از آرمان تا مطالبات و آرزو
دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی در تحلیل خود به تحول گفتمانی در جامعه ایران میپردازد که از “آرمانهای ایدئولوژیک” به “مطالبات منفعتطلبانه” حرکت کرده است. او معتقد است اصلاحطلبان نه با خلق آرمان مشترک، بلکه با تخریب آرمانهای پیشین جاذبه ایجاد کردند. در فضای خلاء آرمانهای جمعی، “مطالبات” جایگزین شدند ولی این مطالبات معطوف به منافع مادی گروههای خاص بودند.
نقاط ضعف آرمانها و مطالبات
- آرمانها اگرچه سوژههای جمعی میساختند، اما در عمل به گروههای خاص تعلق داشتند و برای اعمال فشار استفاده میشدند
- مطالبات جامعه را به پارههای منفعتطلب تجزیه کردند و تنها گروههای وابسته به حاکمیت توانستند منافع خود را تأمین کنند
راهحل پیشنهادی: آرزو
کاشی “آرزو” را به عنوان جایگزینی میانرو پیشنهاد میدهد که نه همچون آرمانها جهانشمول است و نه مانند مطالبات کاملاً شخصی. او مثال میزند:
- جامعه پزشکی با “آرزوی سلامتی مردم” زنده است
- جامعه مهندسان به “شهر و خانه زیبا” میاندیشد
- جامعه معلمان به “ارتقاء فرهنگی مردم” فکر میکنند
“جامعه به خودی خود مملو از آرزوهای وابسته به اقشار و صنوف گوناگون است. کار اهل فکر و سیاست، همساز کردن این آرزوهاست.”
“کار روشنفکری خلق یک سمفونی در میان نواهای آرزومندانه گروههای اجتماعی است.”
نقش روشنفکران در شرایط کنونی شناسایی شبکه آرزوها و ایجاد پیوند میان آنهاست تا بتوانند آرزواندیشیهای مختلف صنفی را با یکدیگر همساز کنند.




