آیا دین محصول فرهنگ و جغرافیا است؟
این مبحث به شبههای میپردازد که دین را محصول جبر جغرافیایی و فرهنگی میداند و با استناد به زندگی انبیاء و مثالهای معاصر مانند گرایش اروپاییان به اسلام، این نظریه را رد میکند و بر نقش عقل و حقیقتجویی انسان در انتخاب دین تأکید دارد.

بررسی رابطه دین با فرهنگ و جغرافیا
این مقاله به شبههای میپردازد که دین را حاصل جبر جغرافیایی و برخاسته از بطن جامعه میداند. نویسنده با رد این ادعا، استدلال میکند که انسان موجودی عاقل و حقیقتجو است که مرزهای جغرافیایی نمیتوانند اختیار و تفکر او را محدود کنند. برای اثبات این نظر، به زندگی انبیاء عظام اشاره میشود که همگی علیه عقاید باطل جامعه خود قیام کردند و مردم را به سوی حق راهنمایی نمودند.
- انسان با عقل و فطرت خود به دنبال پاسخ سوالات اساسی هستی است و جامعه نمیتواند اختیار او را سلب کند.
- مثال پیامبر اسلام (ص) که در جامعه مشرکانه مکه رشد یافت ولی هرگز بتپرستی نکرد و مردم را به توحید دعوت کرد.
- در عصر حاضر، گرایش بسیاری از اروپاییان و آمریکاییان به اسلام و مذهب تشیع بدون مهاجرت به کشورهای مسلمان.
“اگر به زندگی انبیاء عظام بنگریم همه آنان بدون استثناء علیه جامعه و اعتقادات باطل جامعهی خود قیام میکردند.” “حقیقتجویی انسان مرز نمیشناسد؛ عقل و فطرت، او را فراتر از جغرافیا به راه میبرد.”
با توجه به این شواهد، نظریهی تأثیر جبری جغرافیا بر دین مردود شمرده میشود و انتخاب دین را امری عقلانی و فطری میدانند.


