دکتر سروش پساهجرت: ارتباط با جامعه ایرانیان خارج از کشور
تحلیل نقش دکتر عبدالکریم سروش در ارتباط با ایرانیان مهاجر و تأثیر او بر حفظ میراث فرهنگی ایران از طریق تفسیر آثار مولوی، غزالی و دیگر اندیشمندان. او با دوری از رفتارهای افراطی، به شبکهای از ایرانیان پیوست که مباحث فرهنگی را بر منازعات سیاسی ترجیح میدادند.

دکتر سروش و نقش او در حفظ فرهنگ ایرانی پس از هجرت
این مقاله به تحلیل نقش دکتر عبدالکریم سروش پس از مهاجرت از ایران میپردازد. نکته کلیدی در هجرت او، ارتباط مؤثر با جامعه ایرانیان خارج از کشور بوده است. سروش به جای پیوستن به شبکههای افراطی، با ایرانیانی ارتباط برقرار کرد که جلسات تفسیر آثار مولوی، غزالی، اقبال لاهوری و سعدی را بر منازعات سیاسی اولویت میدادند. این رویکرد او را به جریانی از خردورزی در میان ایرانیان مقیم آمریکا متصل کرد.
- ارتباط با میراث فرهنگی: سروش با وجود دوری از وطن، به شرح متون کلاسیک مانند «کیمیای سعادت» غزالی در ۳۷ جلسه پرداخت.
- تولید محتوای ارزشمند: شرح غزلیات شمس با صدای او منبع الهام برای بسیاری از ایرانیان شد.
- ثبات پس از هجرت: مهاجرت موجب پرخاشگری یا بینظمی در فعالیتهای فکری او نشد.
- اتصال به نسل جدید: او میراث فکری ایران را از کلاسهای درس به موبایلهای ایرانیان انتقال داد.
- خردورزی به جای افراطگری: سروش بر مباحث فرهنگی و عرفانی تمرکز کرد تا سیاسی.
«مولوی تا قبل از دیدار با شمس، یک امام محمدغزالی بود» – این جمله نشاندهنده نگاه سروش به تقابل عشق و فقه است. «سمباده هجرت گاه سبب پرخاشگری میشود، ولی سروش با خلق و خوی درویشی به خواندن و نوشتن ادامه داد».
در نهایت، دکتر سروش توانست نه تنها برای اهل فلسفه، بلکه برای طیف وسیعی از ایرانیان مشتاق حکمت، الهامبخش باشد و صدای او به رسانهای برای ادبیات کلاسیک تبدیل شد.



