محمود دولتآبادی: دریغ بیضایی!
محمود دولتآبادی با بیان احساسش از شنیدن خبر درگذشت بهرام بیضایی، با یادآوری خاطرهای میگوید: به بیضایی گفتم، آقای بیضایی شما سعدی زمانه ما هستید و گمان میبرم که اشتباه نکرده باشم در حدود نیم قرن پیش از این!
دریغ بیضایی: وداع محمود دولتآبادی با بهرام بیضایی
محمود دولتآبادی، نویسنده پیشکسوت ایرانی، در پی درگذشت بهرام بیضایی، نویسنده و کارگردان تئاتر و سینما، نوشتهای احساسی منتشر کرده است. او با بیان عبارت «دریغ بیضایی!» غم از دست دادن چهرههای فرهنگی یکی پس از دیگری را بیان میکند. دولتآبادی بیضایی را «سعدی زمانه ما» میخواند و به خاطرهای از حدود نیم قرن پیش اشاره میکند که در گروه «هنر ملی» این سخن را به بیضایی گفته است.
- غربت مرگ هنرمندان: دولتآبادی احساس غریبانه از دست دادن تکستارههای درخشان فرهنگ و هنر را شرح میدهد
- تبعید ناخواسته: اشاره به دلزدگی بیضایی و ترک «قهرآمیز» کشور و تن دادن به تبعیدی ناخواسته
- اهل اجرا نه نظر: تأکید بر این که بیضایی تنها نظریهپرداز نبود بلکه همواره اهل اجرای نمایش با خلاقیتهای لحظهای بود
- محرومیت از صحنه: توضیح میدهد که چگونه بیضایی به تدریج از صحنه تئاتر دور شد و به سینما رو آورد
- دیوان بلخ: یادآوری خاطره خوانش نمایشنامه «دیوان بلخ» توسط بیضایی در جمع بازیگران گروه هنر ملی
«به بیضایی گفتم، آقای بیضایی شما سعدی زمانه ما هستید و گمان میبرم که اشتباه نکرده باشم در حدود نیم قرن پیش از این!»
«چه غریبانه یکان یکان از دست میرویم. چه غریبانه یکایک غریبمرگ میشویم.»
این نوشته تصویری از احترام عمیق یک هنرمند به هنرمند دیگر و دردی مشترک از شرایطی است که هنرمندان در آن قرار گرفتهاند، ارائه میدهد.
