تحلیل جامعهشناس درباره دورههای حکمرانی و فرصتهای از دست رفته ایران
جامعهشناس ایرانی، مقصود فراستخواه، زمان حکمرانی ایران را به دورههای «طلایی»، «حساس» و «ازدسترفته» تقسیم کرده و وضعیت کنونی را دشوارترین مرحله دانست.

فرصتهای از دست رفته حکمرانی ایران از دیدگاه جامعهشناس
مقصود فراستخواه، استاد دانشگاه و جامعهشناس، با تحلیل روند حکمرانی در ایران، آن را به سه گام زمانی مجزا تقسیمبندی کرده است: «زمان طلایی»، «زمان حساس» و «زمان ازدسترفته». او وضعیت فعلی کشور را در مرحله سوم و بسیار دشوار توصیف میکند. بر اساس تحلیل فراستخواه، «زمان طلایی» که فرصت مناسبی برای اصلاح ساختارها بود، در دوره اصلاحات به دلایل مختلف از دست رفت. این تحلیل نشان میدهد که تأخیر در پذیرش اصلاحات بنیادی، هزینههای سنگینی بر نظام تحمیل کرده است.
پس از آن، نیمه اول دهه نود شمسی، به ویژه در ارتباط با موضوع برجام، دوره «زمان حساس» محسوب میشد. در این دوره، حکومت هنوز این قابلیت را داشت که به عنوان یک «عامل فعال» در صحنه عمل کند و مسیر کشور را به سمت تعادل هدایت نماید؛ اما این فرصت نیز به هر دلیلی مغتنم شمرده نشد و از کف رفت. این دو مرحله از دست رفته، زمینهساز شرایط کنونی شدهاند.
وضعیت کنونی و «وقت اضافه»
فراستخواه تأکید میکند که اکنون ایران در مرحله «وقت اضافه» و «زمان ازدسترفته» قرار دارد. این به آن معناست که ابزارها و فرصتهای سابق که میتوانستند مسائل پیچیده کشور را حل و فصل کنند، دیگر در دسترس نیستند. در این مرحله، تنها استراتژی باقیمانده، استفاده از ظرفیتهای حداقلی ممکن است تا از بروز فاجعه یا فروپاشی جلوگیری شود. او عدم درک صحیح از عنصر «زمان» در مدیریت حکمرانی را عامل اصلی سنگینتر شدن هزینههای بازگشت به ثبات میداند.
«در این شرایط، امکانهای پیشین برای حلوفصل مسائل وجود ندارد و تنها راه باقیمانده، استفاده از ظرفیتهای حداقلی برای جلوگیری از فروپاشی است.»
این جامعهشناس در تحلیل حوادث اخیر نیز اشاره کرده است که دال مرکزی این اتفاقات، «خشم اجتماعی» است و ناشنوایی سیستماتیک نسبت به این خشم منجر به تشدید بحرانها شده است.
- تأخیر در اصلاح ساختارها در دوره طلایی (احتمالاً دوره اصلاحات) یک فرصت رهاییبخش را از بین برد.
- دوره برجام در دهه ۹۰، زمان حساسی بود که حکومت میتوانست با فعال بودن، مسیر را عوض کند، اما این فرصت هم از دست رفت.
- وضعیت فعلی، «زمان ازدسترفته» است که در آن راهحلهای گذشته دیگر کارساز نیستند.
- محور اصلی ناآرامیها و حوادث اخیر، خشم سرکوبشده اجتماعی است که سیستم نسبت به آن ناشنوا بوده است.
- تمرکز بر فرصتهای اندک باقیمانده برای جلوگیری از فروپاشی، اولویت اصلی در مرحله کنونی است.
«عدم درک صحیح از عنصر «زمان» در حکمرانی، هزینههای بازگشت به تعادل را برای کشور بسیار سنگین کرده است.»
در مجموع، تحلیل فراستخواه هشداری جدی درباره مدیریت زمان و فرصتها در حوزههای سیاسی و اجتماعی است و نشان میدهد که فقدان اقدام بهموقع در مقاطع حساس، کشور را به مرحلهای فرسایشی و پرهزینه کشانده است که در آن، گزینههای پیش رو بسیار محدود هستند.

