پیامدهای جنگ احتمالی: زنهار از سادهانگاری این واژه
تحلیل خطرات جنگ فراتر از جنگ تحمیلی ۸ ساله با تمرکز بر منافع قدرتهای جهانی و لزوم پرهیز از تندرویهای داخلی و خارجی در برابر مذاکره.

زنهار از خطر جنگ: آیندۀ ژئوپلیتیک ایران
مقالۀ ارائه شده توسط زهره نوروزپور به بررسی عمیق و هشداردهنده پیامدهای احتمالی درگیری نظامی مستقیم با قدرتهای جهانی میپردازد و تأکید میکند که واژه “جنگ” نباید سادهانگارانه تلقی شود. نویسنده معتقد است که خوابی که قدرتهای خارجی برای ایران دیدهاند، نه آبادانی است و نه آزادی؛ بلکه هدف، باقی گذاشتن «زمین سوخته» برای بهرهبرداری از منابع و صنایع ایران و در نهایت، «سودانیزه شدن» کشور است. تجربۀ تلخ جنگ تحمیلی هشتساله (دفاع مقدس)، هرچند با ابزارهای جنگی ابتداییتر همراه بود، اما منجر به فاجعهای انسانی با هزاران شهید، یتیم و جانباز شد. این بار، جنگ با فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی، حملات سایبری و سلاحهای هستهای همراه خواهد بود که عمق ویرانی را به مراتب افزایش میدهد.
تفاوتهای جنگ امروز با گذشته
امروزه ایران زیر سایۀ جنگی بسیار فراتر از درگیریهای گذشته قرار گرفته است. این نزاع مشخصاً بر سر تأمین منابع قدرت و ثروت برای شکلدهی به ۱۰۰ سال آینده ژئوپلیتیک جهان است. نویسنده با استناد به سخنان مارک کارنی، نخستوزیر سابق کانادا، در اجلاس داووس، وضعیت فعلی را «گسست در نظم جهانی» توصیف میکند که در آن، نظم مبتنی بر قواعد در حال رنگباختن است و «قویها هرچه بخواهند انجام میدهند و ضعیفها آنچه را باید، تحمل میکنند». این شرایط به معنای له شدن قدرتهای میانی منطقهای است که ایران نیز در معرض تهدید قرار دارد. در این میان، دولتهای منطقه نیز نگران ویرانی ایران نیستند، زیرا ایران ضعیف میتواند منافع آنها را تقویت کند.
- خطر اصلی: ویرانی زیرساختها، معادن و تبدیل شدن ایران به منطقهای برای ارتزاق قدرتهای خارجی، شبیه به وضعیت سودان.
- تحولات دیپلماتیک: در حالی که ایران در مرز باریکی از مذاکره و جنگ قرار دارد، برخی تندروهای داخلی و اپوزیسیون خارجنشین، همسو با اسرائیل، بر طبل جنگ میکوبند و مخالف مذاکره هستند.
- درس تاریخ: همانطور که امام خمینی (ره) مجبور به نوشیدن «جام زهر» شدند، گاهی اوقات دیپلماسی در سایۀ تهدید (مانند تجربۀ الجزایر) بهترین مسیر برای حفظ کشور است.
«خوابی که آنها برای کشورمان دیدهاند آبادانی و آزادی نیست، این یک توهم است... از ایران جز یک زمین سوخته برای ارتزاق بیشتر منابع و صنایع نمیخواهند.»
نقل قولی از مارک کارنی: «ما در میانه یک گسست هستیم، نه یک گذار. عصری که در آن «قویها هرچه بخواهند انجام میدهند و ضعیفها آنچه را باید، تحمل میکنند.»
نتیجهگیری: اولویت مذاکره
در شرایطی که جهان در آستانۀ یک آرایش جدید قدرت جهانی (مشابه تقسیمبندی پس از جنگ جهانی دوم) قرار دارد، ایران نباید فرصت دیپلماسی را بسوزاند. نادیده گرفتن صدای مردم و دامن زدن به نزاع داخلی، ایران را به زمین سوختهای تبدیل میکند که بازسازی آن برای نسلها ممکن نخواهد بود. مذاکره مستقیم، چه با غرب و چه با مردم داخلی، بهترین گزینه برای انتخاب از میان «بد و بدتر» است و کوبیدن بر طبل جنگ باید متوقف شود.




