محمدعلی فروغی؛ ناجی ایران در هنگامه بحران و کارنامه سیاسی-فرهنگی او
بررسی زندگی و نقش حیاتی محمدعلی فروغی، ادیب و سیاستمدار برجسته ایرانی، در عبور از بحرانهای تاریخی از جمله واقعه شهریور ۱۳۲۰ و گذار مسالمتآمیز سلطنت.
کارنامه فرهنگی و سیاسی محمدعلی فروغی، ذکاءالملک دوم
محمدعلی فروغی، دولتمرد و ادیب برجسته ایرانی، که با القاب «ذکاءالملک دوم» نیز شناخته میشود، چهرهای چندوجهی بود که همواره در عرصه فرهنگ و سیاست حضوری فعال داشت. خاستگاه خانوادگی او عمیقاً با فرهنگ و سیاست درآمیخته بود؛ پدرش، محمدحسین فروغی، شاعر دربار ناصری و از بنیانگذاران مدرسه سیاسی بود و خود محمدعلی نیز تحصیلات گستردهای در علوم نوین و فلسفه کسب کرد و با زبانهای مختلف آشنا بود. او حتی کتاب «سیر حکمت در اروپا» را نگاشت که نشاندهنده عمق اندیشه او در مواجهه با تجدد غربی است. فروغی در مقاطع مختلف به تدریس در دارالفنون و مدرسه سیاسی پرداخت و نقش مؤثری در آشناسازی ایرانیان با ادبیات غرب از طریق ترجمه نمایشنامهها برای «شرکت فرهنگ» ایفا کرد.
فعالیت سیاسی فروغی با دوران مشروطه آغاز شد؛ او به عنوان نیرویی میانهرو در جناحبندیهای سیاسی عمل میکرد و در تأسیس «لژ بیداری ایران» نقش داشت که بر ملیگرایی و تجدد غربی از طریق فرهنگ تأکید داشت. او در مجلس دوم ترقی کرد و به ریاست آن رسید و سپس وارد عرصه دولت شد و مناصب مهمی چون وزارت مالیه و وزارت عدلیه را بر عهده گرفت و حتی معلم شاه جوان، احمدشاه، بود. تسلط او بر مسائل بینالمللی باعث شد تا همراه هیئت اعزامی ایران به کنفرانس صلح پاریس باشد، جایی که تلخیهای ناشی از نفوذ بریتانیا و قرارداد ۱۹۱۹ را تجربه کرد.
مدیریت گذار از قاجاریه به پهلوی
یکی از مهمترین خدمات فروغی، مدیریت فرآیند جایگزینی قاجاریه با سلسله پهلوی بود. پس از روی کار آمدن رضاخان، فروغی ابتدا به عنوان کفیل رئیسالوزرا، گذار مسالمتآمیز از قاجاریه به پهلوی را مدیریت کرده و مراسم تاجگذاری رضاشاه را تنظیم نمود و در سخنرانی مراسم، رضاشاه را با نادرشاه شبیهسازی کرد تا مشروعیت سیاسی بیابد. وی در دورههای بعدی نیز در دولتهای رضا شاه مشغول به کار بود، اما در مسائلی مانند مخالفت با کاپیتولاسیون و همچنین مخالفت با سیاستهای افراطی مانند کشف حجاب اجباری، با شاه دچار تضاد شد. مخالفت او با کشف حجاب (که نتیجه آن را بدون آموزش منجر به هرج و مرج اخلاقی میدانست) و همچنین دخالت در ماجرای سرکوب اعتراضات مسجد گوهرشاد، منجر به کنارهگیری او از ریاست الوزرایی شد.
او در خصوص تأثیر فرهنگ غرب بر ایران میگوید: “یکی از آن مؤسسات که بالاختصاص برای حفظ فرهنگ و میراث ادبی و هنری مملکت و ملت ما تأسیس شده، همین فرهنگستان است...” او قائل به اعتدال در بهرهگیری از فرهنگ جهانی بود.
نجات ایران در شهریور ۱۳۲۰
فروغی در ایام انزوا به تصحیح کلیات سعدی مشغول بود، اما با اشغال ایران در سوم شهریور ۱۳۲۰ توسط متفقین، رضاشاه (که تن و جانش رنجیده بود) شخصاً به دیدار وی رفت و او را به نخستوزیری دعوت کرد. پاسخ فروغی به تردیدهای برادرش مبنی بر پذیرش این مسئولیت نشان از تعهد او داشت: “یک عمر مردم ایران به ما احترام گذاشتند... همه اینها را برای یک شب [کردند] و آن امشب است که به من احتیاج دارند، بگویم نه.”
او در این دوره حیاتی موفق شد از فروپاشی کامل ساختار سیاسی جلوگیری کند، متن استعفای رضاشاه را تنظیم کرد و سلطنت محمدرضا پهلوی را تسهیل نمود. مهمترین اقدام او در این مقام، امضای با متفقین بود تا اشغال را به اتحاد تبدیل نموده و خروج نیروهای خارجی را پس از پایان جنگ تضمین کند. با وجود حملات شدید و حتی یک مورد حمله فیزیکی در مجلس، او بر موضع خود پافشاری کرد و برای تضمین خروج قوای اشغالگر، آمریکا را نیز دخیل ساخت. این دوراندیشی بعدها در بحران آذربایجان نمود پیدا کرد.



