نقد فیلم «نیمشب»: سقوط مهدویان در پیامگرایی به جای درام
بررسی فیلم «نیمشب» محمدحسین مهدیان؛ نقدی بر تبدیل یک واقعه واقعی به ویترین پیامهای ازپیشتعیینشده که در آن درام و انسانیت زیر سایه شعارزدگی گم میشود.

نقد فیلم «نیمشب» و غلبه پیام بر درام
فیلم «نیمشب» ساخته محمدحسین مهدیان، که قرار بود یک تریلر انسانی پرتعلیق از یک حادثه واقعی در دوران جنگ باشد، در دام پیامگرایی و سفارشزدگی گرفتار شده است. این اثر که به تقابل ایران و اسرائیل در جنگ دوازدهروزه و واقعه فرود یک موشک در نزدیکی بیمارستان یوسفآباد میپردازد، محوریت عمل خنثیسازی بمب را همزمان با تولد یک نوزاد قرار میدهد، اما در نهایت از پتانسیل دراماتیک این تقابل استفاده نمیکند. نویسنده معتقد است که هدف اصلی فیلم، روایت زندگی در لحظه بحران نیست، بلکه تبدیل حادثه به ویترینی از پیامهای ازپیشتعیینشده است. این رویکرد باعث شده که عناصر اصلی مانند درام، انسان و تردید، تحتالشعاع شعار و سفارشزدگی قرار گیرند و فیلم از استقلال روایی فاصله بگیرد.
مشکل اساسی «نیمشب» این است که ردّ سفارش نهادهای مختلف (شهرداری، بسیج، آتشنشانی و نیروی انتظامی) بهوضوح در ساختار آن دیده میشود. این سفارشزدگی نه تنها در مضمون، بلکه حتی در میزانسن، طراحی سکانسها و چیدمان نماها نیز مشهود است؛ نمونههایی چون سکانس جلوگیری از وزش باد، بیشتر شبیه یک کلیپ تبلیغاتی چندنهادی به نظر میرسد تا بخشی از یک اثر سینمایی منسجم.
شخصیتپردازی تصنعی و فقدان تعلیق
این نگاه سفارشی مستقیماً به شخصیتپردازیهای تصنعی منجر شده است. شخصیت اصلی، «مهدی»، قهرمانی است که از آغاز تا پایان فاقد هرگونه پیچیدگی، تضاد درونی یا حتی لحظهای تردید است؛ او تصویری بینقص، بیچونوچرا و در نتیجه بیحیات ارائه میدهد. سایر شخصیتها نیز به جای انسان بودن، تیپهایی کارکردی برای تکمیل پازل پیام فیلم هستند. در نتیجه، فیلم فاقد درام مؤثر و قصه کششآور است و تعلیق لازم در دل خنثیسازی بمب هرگز به تنش واقعی تبدیل نمیشود. دیالوگها نیز به جای ساختن شخصیت، صرفاً جملات شعاری و مستقیم را منتقل میکنند.
- فیلم به جای تمرکز بر درام، اولویت را به انتقال پیامهای گلدرشت داده است.
- شخصیتها فاقد عمق بوده و صرفاً ابزارهایی برای اجرای ایدئولوژی فیلم هستند.
- سکانسهای نمایشی ارگانها، فیلمنامه را به سمت یک کلیپ تبلیغاتی سوق داده است.
- در مقایسه با آثار قبلی کارگردان مانند «ماجرای نیمروز» و «درخت گردو»، «نیمشب» از منظر درام و فیلمنامه همتراز نیست.
- فقدان یک ابرپیرنگ منسجم باعث شده خردهپیرنگها نتوانند به جایی برسند و درامی شکل نگیرد.
محمدحسین مهدویان در نشست خبری اعلام کرده است: «شعار دادن بد نیست و هر جا پای ایران در میان باشد، من شعار میدهم». هنر وظیفه دارد پیام را زیستپذیر کند، نه آن را مانند اعلامیه مستقیماً به مخاطب تحمیل نماید.
«پختگی نه با حذف تعلیق و کاهش ریسک، که با تعمیق درام و اعتماد به مخاطب به دست میآید.»
در نهایت، مشکل «نیمشب» صرفاً داشتن پیام نیست، بلکه این است که فیلم از ابتدا مطمئن است حق با اوست و نیازی به اقناع تماشاگر از طریق خلق درام قوی نمیبیند. این فیلم به دلیل اولویت دادن به پیامهای بدیهی و تحمیلی، از ایجاد ارتباط عمیق با مخاطب باز میماند و پختگی مورد ادعای کارگردان را ندارد.




