بررسی غیبت زنان کارگردان در جشنواره فیلم فجر؛ فراتر از آمار
بررسی چندوجهی دلایل کمرنگ بودن حضور زنان کارگردان در جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۴، از منظر بازنمایی فرهنگی، جریانسازی و سیاستگذاری سینمای ایران.

تحلیل چندوجهی غیبت زنان کارگردان در جشنواره فیلم فجر
کمرنگ بودن حضور زنان کارگردان در ترکیب فیلمهای حاضر در جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۴، مسئلهای است که نیازمند بررسی از زوایای مختلف فرهنگی، تحلیلی و سیاستگذاری است و به سادگی نمیتوان آن را تنها یک آمار دانست. این وضعیت نشاندهنده ارتباط با لایههای عمیقتری در جریانهای فرهنگی و سازوکارهای تولید سینمای ایران است. نقش کارگردان به عنوان تعیینکننده زاویه دید و روایتگر تجربه زیسته، اهمیت حضور تنوع صداها را دوچندان میکند. همانطور که تجربیات سینمای کشورهایی مانند فرانسه و اسکاندیناوی نشان میدهند، افزایش حضور فیلمسازان زن منجر به تنوع روایتهای انسانی، خانوادگی و اجتماعی شده و به غنای فرهنگی سینما یاری میرساند. این امر صرفاً محدود به مسائل جنسیتی نیست، بلکه مستقیماً بر کیفیت و گستره محتوایی سینما تأثیر میگذارد.
تأثیر بر جریانسازی و هویت فرهنگی
سینما نه تنها بازتاب جامعه است، بلکه در تعیین حساسیتها و شکلدهی به دستور کار فرهنگی نیز نقش دارد. غیبت یا کمتوجهی به این پتانسیل مهم، ممکن است منجر به محدود شدن جریانهای مسلط و تکرار موضوعات پیشین شود. از منظر هویت فرهنگی و حافظه جمعی، فیلمها اسناد تصویری جامعه هستند و ثبت ناقص تجربیات اجتماعی توسط طیف محدودی از کارگردانان، به معنای ثبت ناقص تاریخ است. در همین راستا، سیاستگذاری فرهنگی و عدالت در تخصیص منابع نیز محوری است؛ اگر آمار آموزش سینمایی نشان از افزایش علاقهمندان زن دارد، اما این روند در سطح تولید حرفهای و جشنوارهای بازتاب نمییابد، باید به چرخه سرمایهگذاری و اعتماد در صنعت سینما نگریست.
اقتصاد فرهنگ و اعتبار بینالمللی
برخلاف تصور سنتی، تجربه جهانی ثابت کرده است که فیلمهای ساختهشده توسط زنان لزوماً کممخاطب یا کمفروش نیستند؛ حمایت از این قشر میتواند به تنوع بازار و جذب مخاطبان جدید منجر شود (همچون تجربیات بریتانیا و استرالیا). علاوه بر این، اعتبار بینالمللی سینمای ایران بر اساس تنوع صداها تعریف شده است و کاهش این تنوع از منظر جشنوارههای معتبر جهانی یک زنگ خطر تلقی میشود. جامعه سینمایی ایران باید این مسئله را بهعنوان یک هشدار فرهنگی در نظر بگیرد تا از خطر محافظهکاری و کاهش نوآوری در آینده جلوگیری کند.
- حضور زنان کارگردان مستقیماً بر تنوع زاویه دید و روایتها در سینما اثرگذار است.
- سیاستهای حمایتی متعادل در کشورهایی مانند آلمان و کانادا به اصلاح چرخه تولید کمک کرده است.
- کاهش تنوع صداها در نظام فرهنگی خطر تکرار و کاهش خلاقیت را افزایش میدهد.
- از دست دادن ظرفیت زنان کارگردان میتواند زیان فرهنگی و اقتصادی برای سینما محسوب شود.
- بازنگری در سازوکارهای تولید هنری برای تقویت پویایی سینما ضروری است.
نگاهی چندوجهی به این مسئله نشان میدهد که موضوع، صرفاً به یک جشنواره یا یک دوره خاص محدود نمیشود، بلکه با لایههایی عمیقتر از جریانهای فرهنگی، سیاستگذاری و تولید هنری پیوند دارد.
در برخی کشورهای آمریکای لاتین، حضور پررنگتر زنان فیلمساز به بازخوانی تاریخ اجتماعی و روایتهای مغفول کمک کرده و تصویر جامعتری از جامعه ارائه داده است.
در مجموع، کمبود حضور زنان کارگردان در جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۴ فرصتی برای بازاندیشی ساختاری در سینمای ایران فراهم میآورد. این بازاندیشی باید سازوکارهای آموزشی، سرمایهگذاری و اعتمادسازی را در بر بگیرد تا سینمای ایران بتواند در سطح ملی و بینالمللی از تمام ظرفیتهای خلاق خود بهرهمند شود و تنوع روایتهایش تقویت گردد.


