نقش محمدرضا حکیمی در جایگزینی استراتژی بیداری با استبداد و دغدغه اش برای انسانها
بررسی کتاب «بیدارگران اقالیم قبله» اثر محمدرضا حکیمی در چهلوششمین نشست «صد کتاب ماندگار قرن» با تأکید بر انساندوستی، وحدتگرایی و نقد استبداد از دیدگاه حکیمی.

تحلیل اندیشههای محمدرضا حکیمی در «بیدارگران اقالیم قبله»
نشست «صد کتاب ماندگار قرن» این بار به بررسی اثر مهم محمدرضا حکیمی، متفکر دینی معاصر، یعنی کتاب «بیدارگران اقالیم قبله» اختصاص یافت. این کتاب در حوزه اندیشه دینی و بازخوانی تاریخ معاصر جهان اسلام جایگاه ویژهای دارد و بر مفهوم بیداری و کنش فکری افراد در تاریخ تأکید میکند. محمدرضا حکیمی که نامش با مکتب تفکیک گره خورده است، با تکیه بر تحصیلات عمیق حوزوی و بهرهگیری از آموزههای بزرگانی چون ادیب نیشابوری، تلاش کرد تا تاریخ را نه صرفاً مجموعهای از وقایع، بلکه میدانی برای شکلگیری آگاهی و تحلیل فکری معرفی کند. مفهوم کلیدی «اقالیم قبله» در اندیشه او، اشاره به وحدت معنوی امت اسلامی فراتر از مرزهای صرف جغرافیایی دارد.
در این نشست، سخنرانان بر ابعاد مختلف اندیشه حکیمی تأکید کردند. سیدسعید حسینی، پژوهشگر فلسفه و عرفان، انساندوستی حکیمی را محور سخنان خود قرار داد و بیان داشت که حکیمی نسبت به سرنوشت همه انسانها در جهان، فارغ از فرقه و آیین، حساس بود و وحدت انسانها را اصلیترین هدف خود میدانست و تفرقه را امری شیطانی میخواند.
رویکرد حکیمی در زندگینامهنویسی و نقد اجتماعی
محمد اسفندیاری، عضو هیئت علمی مؤسسه دارالعرفان، تفاوت رویکرد حکیمی در نگارش زندگی عالمان را تشریح کرد. حکیمی بیشتر بر سیر فکری و منظومه اندیشهها تمرکز داشت تا صرفاً وقایع زندگی، که این روش او را در زمره متفکرانی چون آیزایا برلین و هانا آرنت در زمینه «زندگینامهنگاری فکری» قرار میدهد. معیار حکیمی در انتخاب شخصیتها، دو جنبه «شیعی بودن» و «جنبه انقلابی» آنها بود، اما اسفندیاری تأکید کرد که حکیمی از تعصب فرقه ای فاصله میگرفت و همواره بر تقریب مذاهب تأکید داشت. مهمتر از آن، حکیمی سعی میکرد از ابتلای شخصیتهای انقلابی به دو آفت ناعقلانیت و خشونت جلوگیری کند.
کتاب «بیدارگران اقالیم قبله» که در بهمن ۱۳۵۶ تالیف شده، اثری دغدغهمند و سیاسی-اجتماعی است که هدف آن به حرکت درآوردن خواننده و حل مسئله استبداد حاکم بر جامعه بوده است.
«حکیمی نسبت به سرنوشت همه انسانها در سراسر جهان دغدغه داشت و فارغ از فرقه و آیین، همواره نسبت به رنج آنان حساس بود. برای حکیمی، وحدت انسانها اصلیترین هدف و دغدغه بود و از تفرقه بهعنوان عاملی شیطانی یاد میکرد.»
عدالتخواهی و اتحاد در اندیشه حکیمی
سید سعید حسینی همچنین به نگاه حکیمی به مقوله عدالت اشاره کرد و هشدار او را درباره جریان اغنیایی که نسبت به فقرا بیتفاوت است، یادآور شد؛ جریانی که از منظر او، موجب تفرقه و ظلم است. در دیگر بخش نشست، عبدالکریم بیآزار شیرازی به کتاب «مشعل اتحاد» اشاره کرد که با پیشنهاد امام خمینی (ره) و همکاری مشترک با حکیمی نوشته شد. حکیمی عمیقاً بر این باور بود که استعمار برای حفظ سلطه، همواره تلاش کرده است تا صدای مصلحان بزرگ درباره اتحاد را سرکوب کند و پیشنهاد تأسیس رشته «استعمارشناسی» را مطرح میساخت.
- حکیمی با جایگزینی «استراتژی بیداری» به مقابله با «استبداد» پرداخت.
- اندیشه حکیمی در تحلیل تاریخ، بر سیر فکری شخصیتها در بستر تحولات اجتماعی تأکید دارد.
- وحدت، بزرگترین دغدغه حکیمی بود و او تفرقه را عاملی شیطانی میدانست.
- حکیمی متفکر عدالتخواه بود و نسبت به بیتفاوتی ثروتمندان نسبت به فقر هشدار میداد.
- وی بر اهمیت فاصله گرفتن شخصیتهای انقلابی از خشونت و ناعقلانیت تأکید میکرد.
«او اغنیا را بدترین جریان اجتماعی میدانست که موجب تفرقه و ظلم میشوند؛ البته منظور او کارخانهدارانی که اشتغالزایی میکنند نبود، بلکه گروهی بود که بیتالمال را میبلعند و جامعه را به گرسنگی میکشانند.»
در مجموع، نشست تأکید کرد که محمدرضا حکیمی نه تنها یک فقیه و فیلسوف، بلکه یک مصلح اجتماعی بود که اندیشهاش همواره در خدمت ارتقای آگاهی و تحقق وحدت انسانی در تقابل با استبداد و تفرقه قرار داشت.


