نقد فیلم «رقص باد»: رویکردی شاعرانه که فاقد انسجام درونی است
فیلم «رقص باد» به کارگردانی سید جواد حسینی برای رهایی از سینمای کلاسیک و ورود به سینمای شاعرانه تلاش میکند، اما در ایجاد یک ریتم درونی و عمق احساسی منسجم با چالش روبروست.
نقد فیلم «رقص باد»: شاعرانگی ناکام
فیلم «رقص باد» به کارگردانی سید جواد حسینی تلاشی است برای گریز از قواعد مرسوم سینمای خطی و حرکت به سمت سینمای شاعرانه و اتمسفریک. کارگردان با هدف خلق فضا و تجربه حسی بهجای روایت داستان محض، از ابزارهایی چون نماهای طولانی، ریتم آهسته، قابهای نقاشیگونه و دیالوگهای کم بهره میبرد. این رویکرد، اگرچه از نظر زیباییشناختی جاهطلبانه است، اما به نظر میرسد در تبدیل عناصر پراکنده به یک اثر منسجم شکست میخورد. نگاه کارگردان به طبیعت و استفاده از مناظر جنوبی، قابهای بصری آرامی ایجاد میکند که میتوانند بیننده را به تأمل وادارند، اما این زیباییها فاقد «نبض احساسی» هستند که در سینمای شاعرانه باید جریان داشته باشد. المارهای زیباییشناسانه باید دارای ریتم درونی باشند تا کارایی خود را نشان دهند.
نقد کاربرد نماهای طولانی و سکوت
نماهای طولانی زمانی اثرگذارند که حس گذر زمان یا انتظاری را القا کنند؛ در غیر این صورت، صرفاً به طولانی شدن خلاصه میشوند. در «رقص باد»، این نماها بیشتر «ایستا» تلقی میشوند تا «آرام»، که تفاوتی بنیادین محسوب میشود. به همین ترتیب، دیالوگهای موجز، زمانی به غنای اتمسفر میافزایند که شخصیتها عمیق و جذاب باشند. در این فیلم، کمگویی به جای عمق بخشیدن، به احساس خلأ و بیمعنایی دامن میزند؛ سکوت باید پر از ناگفتهها باشد، نه نشانهی فقدان حرفی برای گفتن.
- تصاویر بصری زیبا وجود دارند اما فاقد انرژی درونی لازماند.
- شخصیتها کمرنگ و دور از دسترس هستند که مانع همذاتپنداری مخاطب میشود.
- شکاف عمیقی بین زیبایی صوری قابها و دنیای درونی فیلم وجود دارد.
- فیلم بیشتر شبیه یک تمرین فرمال است تا یک اثر سینمایی کامل و تأثیرگذار.
- شجاعت کارگردان در انتخاب مسیر متفاوت قابل احترام است، اما اجرا به سکون رسیده است.
“اشکال اصلی احتمالاً در جایی رخ میدهد که این المانهای زیباییشناسانه، فاقد یک «ریتم درونی» یا «نبض احساسی» یکپارچهکننده هستند.”
“سکوت باید پر از ناگفتهها باشد، نه فقدان حرفی برای گفتن.”
«رقص باد» تلاشی شجاعانه اما ناقص از سید جواد حسینی است که نشان میدهد او دغدغههای فرمال مهمی دارد، اما در مرحلهی اجرا، انسجام لازم برای تبدیل ساختارهای ظاهری به تجربهای عمیق در مخاطب فراهم نشده است. این فیلم گامی تجربی محسوب میشود که اگر در آینده با ایده یا محتوای قدرتمندتر ترکیب شود، میتواند به نتایج درخشانی برسد، اما در شکل فعلی، تلاش برای بیان زبانی متفاوت در سینمای ایران است که بهلحاظ حسی و روایی جان نمیگیرد.


