ویتکاف را بگیرید؛ ترامپ را ول نکنید: تحلیلی بر تصمیمسازیها
تحلیل نویسنده از نقش استیو ویتکاف در تصمیمسازیهای دونالد ترامپ و مقایسه آن با نظریه «پنجره شکسته» در مورد ایران.
تحلیل نقش ویتکاف در سیاست آمریکا در قبال ایران
این نوشتار تحلیلی، تمرکز خود را بر نقش استیو ویتکاف (Steven Charles Witekoff)، مشاور تاثیرگذار دونالد ترامپ، در اتخاذ تصمیمات کلیدی سیاست خارجی، بهویژه در قبال جمهوری اسلامی ایران، قرار میدهد. نویسنده استدلال میکند که بهجای تمرکز صرف بر خود دونالد ترامپ که ظاهراً “ملاک” در سیستم است، باید به بازیگران اصلی پشت صحنه توجه کرد. رابطه دوستانه و دیرینه ترامپ و ویتکاف، که ریشه در معاملات ملکی دارد، زمینهساز این تاثیرگذاری قلمداد شده است.
نقطه کانونی تحلیل، به کار بردن نظریه پنجره شکسته برای تشریح اقدامات تحریکآمیز است. این نظریه که در معاملات ملکی برای وادار کردن مالکان به فروش داراییهای ارزشمند استفاده میشود، در اینجا به عرصه سیاست بینالملل تعمیم داده شده است. بر اساس این دیدگاه، اقداماتی مانند “جنگ تحمیلی دوازدهروزه” تلاشی برای شکستن پنجرههای ایرانزمین و ایجاد ناامنی به منظور وادار کردن ایران به تسلیم بوده است. این اقدامات، با هدف کاهش ارزش و ایجاد احساس عدم امنیت در طرف مقابل صورت میگیرد تا در نهایت تسلیم پیشنهادها شود.
تحلیل اقدامات و تهدیدات
نویسنده هرگونه تهدید از سوی “ملاکها” (اشاره به طرف آمریکایی) را در راستای پیادهسازی همین نظریه ارزیابی میکند. این بازیگران در مذاکرات نیز با تمرکز بر داراییهای دیگر، از تهدید دست برنمیدارند و محاسبات دقیق هزینه-فایده و ریسکپذیری بالایی دارند. تصمیمگیریهایی نظیر اعزام ناوها، با هدفهای متعددی همراه است که تحقق هر یک، هزینههای اولیه را جبران کرده و منافع بلندمدت را تضمین میکند.
- مقابله با تهدیدها با تبدیل آنها به فرصتهای استراتژیک.
- برداشتن گامهای محکم و استوار برای ورود به میز مذاکره.
- آمادهسازی چندین پیشنهاد ویژه و متفاوت برای پاسخگویی به طرف مقابل.
- عدم ترک موضع تدافعی و در صورت لزوم، اجرای اقدامات متقابل قاطعانه و بلندقدانه.
- ترسیم روند اجرای تصمیمات مذاکره به صورت پلکانی و مرحلهای.
“جنگ تحمیلی دوازدهروزه، درواقع، شکستنِ پنجرهی ایرانزمین بود تا با ایجاد ناامنی، ایران عزیز را وادار به تسلیم کند. جنگ تحمیلی دوازدهروزه، درواقع، پنجرهی شکستهی دستپخت ویتکاف بود.”
نتیجهگیری اصلی متن بر این نکته تاکید دارد که غفلت از نفوذ ویتکاف و تمرکز صرف بر ترامپ، اشتباهی تکراری است. چرا که ویتکاف بهمثابه فرد تصمیمساز پشت پرده عمل میکند. لذا راهکار اصلی مقابله با این استراتژی، معطوف شدن به ریشه این تصمیمات، یعنی ویتکاف، در کنار حفظ هوشیاری در برابر ترامپ است تا از دامهای استراتژیک و تلههای مبتنی بر نظریه پنجره شکسته رهایی یابیم.

