زیدآبادی: موضوعات هستهای، موشکی و منطقهای مانع عادیسازی روابط ایران و آمریکا نیستند
احمد زیدآبادی، روزنامهنگار اصلاحطلب، معتقد است اگر ایران و آمریکا خواهان خروج از خصومت باشند، مسائل هستهای، موشکی و منطقهای مانع جدی برای توافق عادی نخواهند بود، اما تداوم خصومت وضعیت را شکننده میکند.

تحلیل زیدآبادی درباره روابط ایران و آمریکا
احمد زیدآبادی، روزنامهنگار اصلاحطلب، دیدگاه خود را دربارهٔ پتانسیل عادیسازی روابط میان ایران و آمریکا بیان کرده و مسئلهٔ توافق میان دو طرف را مصداق امر “سهلِ ممتنع” برشمرده است. به عقیدهٔ وی، اگر ارادهٔ سیاسی برای خروج از دایرهٔ خصومت و برقراری رابطهٔ عادی وجود داشته باشد، موضوعات پیچیدهٔ هستهای، موشکی و منطقهای نمیتوانند عامل بازدارندهٔ جدی برای دستیابی به یک توافق باشند. این موضوع نشان میدهد که موانع اصلی نه فنی یا محتوایی، بلکه مربوط به کیفیت رابطهٔ سیاسی حاکم میان دو کشور است. او تأکید میکند که در صورت عدم تمایل به این عادیسازی، حتی انعطافپذیری در مسائل سهگانه نیز منجر به توافق محکم و پایدار نخواهد شد و نتیجهٔ آن تنها وضعیتی شکننده و بیثبات خواهد بود.
نقش ابتکارات استراتژیک
زیدآبادی به نقش بالقوهٔ شخصیتهایی مانند جرد کوشنر، داماد ترامپ، در تبدیل ابتکارات تاکتیکی به تصمیمات استراتژیک اشاره میکند. او این پرسش را مطرح میسازد که آیا کوشنر میتواند مذاکرات را از سطح فنی به سطح استراتژیک ارتقا دهد (مشابه ابتکار پایان جنگ غزه)، و آیا طرف ایرانی آمادگی لازم برای ورود به این سطح از مذاکرات راهبردی را دارد. این ارزیابی نشان میدهد که موفقیت در دیپلماسی نیازمند تغییر در سطح تصمیمگیری و تعریف مجدد اولویتها است.
- اگر اراده بر عادیسازی باشد، مسائل هستهای، موشکی و منطقهای مانع نیستند.
- تداوم خصومت حتی با انعطاف، به توافقی ناپایدار منجر میشود.
- توافق ایران و آمریکا در ذات خود “سهل ممتنع” ارزیابی میشود.
- نقش افراد در تغییر ماهیت مذاکرات از تاکتیکی به استراتژیک قابل تأمل است.
- انتظار میرود در آیندهٔ نزدیک، موضع طرفین در قبال ورود به مرحلهٔ استراتژیک مشخص شود.
“اگر ایران و آمریکا بخواهند از دایرهٔ خصومت با یکدیگر خارج شوند و رابطهای عادی برقرار کنند، هیچکدام از موضوعات هستهای، موشکی و منطقهای نمیتواند مانعی جدی برای دستیابی به توافق باشد.”
او همچنین معتقد است: “اگر قرار به تداوم خصومت و عدم عادیسازی رابطه باشد، هر نوع انعطاف در موضوعات سهگانه از سوی طرفین، به توافقی محکم و پایدار منجر نمیشود و وضعیت شکننده و بیثباتی پیش میآید.”
در نهایت، تحلیل زیدآبادی بر این مبنا استوار است که بنبست فعلی بیش از آنکه ناشی از عدم وجود مسکنها باشد، به دلیل نبود اراده برای تغییر چارچوب بنیادین روابط است. تا زمانی که رهبران دو کشور نخواهند از منطق تقابل خارج شوند، هرگونه پیشرفت سطحی و موقتی خواهد بود.

